روح از نظر دين، عقل و علم روحى جديد - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٧٠ - برگشت به زندگى دنيا پس از مردن
بايد بگوييم كه: معلومات فطرى و ضروريات ما آنقدر زياد نيست كه محتاج به يكسال باشد تا چه برسد به دو هزار سال و نيز اگر مراد سه فرض اول باشد نيز نيازى به اين همه مدت ندارد، بلكه مدت بسيار كمى مىخواهد بلى اگر مراد سه فرض اخير خصوصاً فرض پنچم باشد فطرى بودن و عقلى بودن آنها اگر ممنوع نباشد حداقل محتاج به اقامه دليل بر آن است و اگر مراد از علوم حقيقى مذكور استعداد آنها باشد ممكن است استعداد را به ذات روح مستند دانست نه به كسب دو هزار ساله او حتى اگر به دليل قاطعى كسب علوم در جهان سابق چه كم و چه زياد به اثبات برسد ميشود از آيه مباركه (وَ اللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ لا تَعْلَمُونَ شَيْئاً) و از مشهود حسى خود مبنى بر نادانى اطفال و عوام، اينگونه جواب بدهيم كه آن علوم در حافظه، سلولها مغز يا شبيه آن در بدن ذرهاى آن دوره محفوظ مانده و به سلولهاى بدن فيزيكى اين دنيا منتقل نشده، روح نمىتواند كه آنها را در اين بدن بياد آورد و تنها براى روح استعداد رسيدن دوباره به آن علوم باقى مانده است. (دقت كنيد)