روح از نظر دين، عقل و علم روحى جديد - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٦٨ - چند مطلب از آيه شريفه استفاده مى شود
به هر حال دميدن اول در بوق، مخصوص زندههاى حاضر در آن زمان است و دميدن دوم شامل حال اولين و آخرين. بعضى گفتهاند صيحهاى كه در قرآن وارد شده صيحهاى است كه در دنيا زده مىشود. و مردم به آن هلاك مىشوند و دو دميدن صور، مربوط به قيامت است يكى براى ميراندن مردم برزخى به منظور ورود آنان به قيامت، ديگرى براى زنده شدن اين مردم[١].
البته اين قول مخالف اطلاق آيات سابقه است.[٢]
دميدن در بوق در چند آيه ديگر نيز وارد شده است مانند:
١- وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَجَمَعْناهُمْ جَمْعاً (الكهف ٩٩).
٢- يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ وَ نَحْشُرُ الْمُجْرِمِينَ يَوْمَئِذٍ زُرْقاً (طه ١٠٢).
٣- فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَ لا يَتَساءَلُونَ (المؤمنون ١٠١).
[١] - معاد شناسى- ج ٤، ص ١٢٩.
[٢] - دليل آن نويسنده اين است كه، اگر مردم آخر دنيا بوسيله نفخ در صور بميرند و بوسيله نفخ دوم وارد قيامت شوند بايد پذيرفت كه اينان برزخ نداشتهاند در حالى كه هركسى كه وارد قيامت مى شود بايد برزخ داشته تا از آنجا به قيامت برود« من ورائهم الى يوم يبعثون».
اگر گفتار فوق را بپذيريم مىگوييم هيچ دليلى بر لزوم برزخ براى همه انسانها وجود ندارد و از آيه شريفه عموميت در اين مورد استفاده نمى شود. بلكه غالب انسانها برزخ دارند. و اگر نظر نويسنده به اصول فلسفى او باشد، ما آنها را مردود مىدانيم.