روح از نظر دين، عقل و علم روحى جديد - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٨٢ - فصل چهارم روح و نفس در قرآن و احاديث
حضرت عيسى روح داشتهاند بلكه مدلول آيات اين است كه خداوند از روح خود در وجود آن دو تن دميده است، و ممكن است كه مراد از دميدن و نفخ، احياء باشد و تنها به آن دو نفر حيات و زندگى داده باشد نه اينكه آنان صاحب روح باشند. ماديين و جمعى از متكلمين نيز حيات انسان را كه محسوس هم است قبول دارند ولى روح مستقل را نمىپذيرند.
ولى احاديث وارده پيرامون آيات مذكور دلالت دارند كه مراد از روح خدا همان روح انسانى ميباشد و اين احاديث را به خواست خداوند در همين فصل نقل مىكنيم.
ثم انه قيل ان النفخ اجراء الريح فى تجاويف جسم آخر، فمن زعم ان الروح جسم لطيف كالهواء سارٍ فى البدن فمعناه ظاهر، و من قال انه جوهر مجرد غير متحيز، و لا حال فى متحيز، فمعنى النفخ عنده تهيئة البدن لاجل تعلق النفس الناطقة به.
اقول الروح- حسب دلالة الايات الكريمة- ليست بمنفوخة حتى يتوجه هذا الكلام، بل هى منفوخ منها، بدلالة كلمة «من» بناء على انها نشوية كقول القائل نفخت فيه من فمى. و اقرب الاحتمالات ان المنفوخ هو الحياة السارية فى البدن، فلا تنا فى الآيات تجرد الروح بوجه.
بهر حال ظاهراً خلافى بين مسلمانان- به استثناى طائفه مشبهه و مجسمه- وجود ندارد كه اضافه روح به خداوند (روحه، روحى) بجهت تشريف و تكريم است مثل بيت الله و ناقة الله و امثال آنها.