روح از نظر دين، عقل و علم روحى جديد - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٣٥ - فصل بيست و چهارم مطالبى از كتاب روح و معماى مرگ
يافته، كه از سر و ريه و قلب روح (قالب مثالى) به سر، ريه و قلب فيزيكى متصل مىشود، تا حيات فيزيكى بدن مادى را تأمين كند، به هنگام مرگ كه روح بايد بدن فيزيكى را ترك كند، آن ريسمانهاى نورانى به تدريج از استخوانهاى جمجمه، قلب و ريتين بدن فيزيكى قطع مىشوند، اما به هنگام خواب يا بيهوشى مغناطيسى، هيپنوتيزم و برون فكنى روح، ريسمانهاى ارتباطى با بدن فيزيكى قطع نمىشوند بلكه امتداد پيدا مىكنند.[١]
به نظر فقير اگر ثابت شود كه روح تنها يا با جسم مثالى خود اول به قلب آدمى تعلق مىگيرد، مىشود يك نحو توضيحى براى آن دسته از آياتى باشد كه صفات نفسانى را به دل (قلب) نسبت مىدهد.
١٠- جمعى زمان مرگ خود را دقيقاً يا اجمالًا پيشبينى مىكنند.[٢]
فقير: بعلاوه قصصى كه در اين كتاب و كتابهاى ديگرى اين فن ذكر شده است، حكاياتى هم در كتب ديگر و فواه مردم وجود دارد كه ممكن است از مجموع آن به صحت بعضى از اين داستانها مطمئن شد، هرچند علت آن براى ما مشخص نباشد.
١١- در فصل سيزدهم داستانهايى كه مربوط به زنده شدن مردگان مىگردد كه پس از تأييد مرگ آنان توسط اطباء دوباره در اثر معالجات دگران به زندگى برگشتهاند و از بعضى جريانات روحى
[١] - همان، ص ١٤٦.
[٢] - همان، ص ١٦٢.