روح از نظر دين، عقل و علم روحى جديد - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٣٤ - فصل بيست و چهارم مطالبى از كتاب روح و معماى مرگ
٨- روح شناسى از فرانسه مىگويد: ... اگر يك حس جديد به حواس پنجگانه ما افزوده شود تعداد زيادى از نامرئىها براى ما مرئى، خلأها پر و بى حسيهاى خاموش جاندار و زنده مىشوند. همچنين ما قادر هستيم كه داراى حواس مختلفى شويم كه حواس فعلى ما را كاملًا تغيير دهند و با ساخت آناتومى احساسهاى موجود ما طورى تغيير يابند كه بتوانيم رنگها را با گوش خود تشخيص داده صداها را با شامه خود بشنويم، براى اين وضعيت كافى است كه مثلًا يك رشته از اعصاب ته چشم را به جاى شبكيه به اعصاب گوش وصل كنيم ... اگر حواس ما به جاى اين كه از هم جدا باشند به يكديگر متصل گردند و فقط يك حس كلى و جامع داشته باشيم، اين حس كلى قادر خواهد بود كليهى پديدهها را در آن حد درك نمايد[١] به نظر ما امكان اين فرضيه قابل تأييد بوده و مانعى براى آن وجود ندارد.
يكى حكايت مىكرد كه مرد نابينايى در بلخ (شهرى در شمال افغانستان) توسط لمس با دست رنگ پوست گوسفند (قره كلى) را تشخيص مىداد.
بعضى از روزنامهها و يا مجلهها چند سال قبل گزارش دادند مرد نابينائى در شهر قاهره رانندگى مىكند و هيچ تصادفى ننموده است.
٩- هيورت مكنزى مىگويد: آن ريسمان نامرئى كه جسم اثيرى را با جسم فيزيكى ارتباط ميدهد، از رشتههاى بسيار نازك اثيرى تشكيل
[١] - همان، ص ١٤٢ و ١٤٣.