یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩ - مادر و مادری
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٧، ص: ٤٩
پیدا کردهاند، خیال میکنند دست رعایا باید تولید کند و دهان اینها مصرف کند اما دهان خود آنها حق مصرف کردن ندارد، معتقدند دین هم پشتوانه و پشتیبان آنهاست و خدا چنین خواسته و عالم را روی این سنت آفریده، نمیدانند که مَثَل آنها مثل میکروبی است که در بدن پیدا شده و وسیله انحراف مزاج از طبیعت اصلی میباشد و بلکه آنها مانند کرمها و انگلهای معده و روده هستند که معلول انحراف مزاجند، بلکه آنها هم معلول انحراف مزاجند و مانند انگل میباشند و هم علت انحرافند و به نوبه خود در حکم میکروب میباشند.
غالباً در عمل دیده میشود متنعّمین درجه اول بویی از انسانیت ندارند، نه رحم میفهمند و نه وجدان دارند و نه برای علم و کمال ارزش قائلند. طبیب مغروری دیده میشود که نسخه مریض قلبی مشرف به موت را پاره میکند، یا ملّاکی همچنان دیده میشود که روزی هزارتومان خرج مشروب و تریاک و هروئین دارد از مال فقرا و بدبختها، و یا افسر ارشدی دیده میشود که به ناموس زیردست خود نظر دارد، و یا روحانی بزرگی دیده میشود که خودش را اسلام فرض میکند و با غیر خودش مثل کفار معامله میکند. در حقیقت آیه قرآن میفرماید انسان به واسطه مال از انسانیت خارج میشود و پول نباید به قیمت خروج از انسانیت تمام شود. در سوره مبارکه «ن و القلم» میفرماید:
و لا تطع کلّ حلّاف مهین. همّاز مشّاء بنمیم. منّاع للخیر معتد أثیم. عتلّ بعد ذلک زنیم. ان کان ذا مال و بنین. اذا تتلی علیه ایاتنا قال اساطیر الاولین. سنسمه علی الخرطوم. انا بلوناهم کما بلونا اصحاب الجنة ...
ظاهر این است که صفات حلّافی و مهانت و همّازی و ... همه را معلول مغرور شدن به مال و فرزندان میفرماید. به تفاسیر مراجعه شود.