یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥٠ - مسئله ولایت
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٧، ص: ٤٥٠
اطهار باشیم آنچنان که در روایات شیعه آمده است، چیست؟ به عبارت دیگر معنی قبول ولایت- که به عقیده شیعه یکی از ارکان اسلام است: بنی الاسلام علی خمس: الصلوة و الزکوة و الحج و الجهاد و الولایة و ما نودی احد بشیء کما نودی بالولایة- [چیست؟] مسلماً در این حدیث از آن جهت ولایت در ردیف صلوة و زکوة و غیره قرار گرفته است که باید آن را قبول کرد.
اما معنی ولی اللَّه بودن ائمه اطهار دو چیز است و به عبارت دیگر ولایت الهی آنها دو مرتبه و دو درجه دارد. یکی ولایت حکومت، یعنی آنها هستند کسانی که از طرف خداوند به عنوان اولی الامر تعیین شدهاند و اطاعت اوامر اجتماعی و حکومتی آنها واجب است. این جهت به مسئله خلافت یعنی نیابت از پیغمبر در امر سیاست امت برمیگردد و این است مسئله مورد اختلاف شیعه و سنی.
دیگر ولایت معنوی و یا ولایت طریقت، یعنی این جهت که آنها به واسطه پیمودن صراط قرب و رسیدن به مقام لایزال العبد یتقرب الی بالنوافل ... به جایی رسیدهاند که وجود خودشان یک وجود حقانی است و باطن شریعت را به حد کمال دارا میباشند و معنویت انسانی که خود حقیقتی است، در آنها متمرکز و آنها با این جهت قافله سالار معنویات و مربی معنوی بشر و مسلط بر ضمایر و شاهد بر اعمال بشر و حجت بر زمان و قطب دوران میباشند و زمین هیچ گاه از ولی که حامل چنین معنویتی باشد و به عبارت دیگر از انسان کامل خالی نیست. این جهت در مقاله علامه طباطبایی در شماره ٢ سالنامه تشیع خوب تشریح شده است. و البته ولایت به این معنی غیر از نبوت و غیر از خلافت و غیر از وصایت و حتی غیر از امامت است. غیریتش با نبوت و خلافت و وصایت، واقعی است و غیریتش با امامت، مفهومی و اعتباری است.
ما آنجا که از دور و نزدیک به پیغمبر اکرم و ائمه اطهار سلام میکنیم و متوسل میشویم و معتقدیم که «اشهد انک تشهد مقامی و تردّ سلامی و تسمع کلامی» از این جهت است که به چنین مقام و