یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٢ - فلسفه نماز
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٧، ص: ٢٦٢
دارید.) از این نظر، همه خوبیها و پرهیز از بدیها وابسته به نماز است و این حدیث ظاهراً همین جنبه دوم یعنی ارتباط و اتکاء به سایر امور دینی را بیان میکند و به عبارت دیگر به جنبه تربیتی نماز نظر دارد.
آن نظر این است که نماز تذکر عبودیت [١] و تجدید عهد بندگی و اعلام خضوع انسان در پیشگاه احدیت است. پرهیز از گناهان فرع بر این است که انسان متوجه عبودیت خود و ربوبیت خالق خود باشد، بندگی خود را و الوهیت او را هیچ گاه فراموش نکند: اقم الصلوة لذکری.
اما اینکه چرا در شبانه روز پنج نوبت انسان باید اعلام عبودیت و عرض بندگی بکند. آیا خداوند مانند بعضی بندگان متکبر خوشش میآید از اظهار کرنش و به خاک افتادن و از احساس اینکه مافوق دیگران است؟ و یا آیا خداوند فراموش میکند که چه کسی بنده و مطیع و فرمانبردار اوست و زود به زود باید خود را به او نشان داد و به او یادآوری کرد که من بنده تو هستم، آنطور که افراد ضعیف و متملّق وظیفه خود میدانند که زود به زود به دیدار افراد ذی نفوذ بروند که آنها اینها را از یاد نبرند که اینها جزء باندند و در موقع اظهار لطف و پیدایش پستها و فرصتها و بورسها فراموش نکنند؟ آیا فلسفه نماز این است که خدا یادش باشد همچو بندهای دارد [٢]؟!.
معنی عصمت انبیا و اولیا:
جواب این است که نه، فلسفه نماز این است که بنده یادش نرود که بنده است نه اینکه خدا یادش نرود که بندهای هم دارد. آنچه که لازم است این است که بنده هرگز فراموش نکند که بنده است. ما اگر یک لحظه فراموش کنیم بندگی و مربوبیت خود [را] و اینکه چشمی
[١] تذکر عبودیت یعنی چه؟ یعنی توجه به اینکه ما عبث آفریده نشدهایم و جهان سراسر بینایی و شنوایی است (سمع اللَّه لمن حمده)، یعنی حفظ اتصال و ارتباط قلب با خدا و ایجاد وسیله ارتباطی برای قلب با حق.[٢] معاندین میگویند این خم و راست شدن چه فایدهای دارد، این یک نمونه است از اعمال پستی که متملّقین در پیش جباران و ستمکاران در جامعههای منحط و پست انجام میدهند. جواب این مطلب طبق بیانی که کردیم واضح است.