یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٢ - معاد - یادداشت عالم پس از مرگ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٧، ص: ١٣٢
دیگر نخواهد گذاشت او به ثمر برسد، کاری عبث است. مثلًا کسی که میداند این زمین به وسیله خودش یا عامل دیگر زمین مورد نظر زیر و رو میشود و در عین حال کشت کند، کار عبثی انجام داده است.
یا مثلًا برای کودک در رحم، اعضا و جوارحی از چشم و گوش و دست و پا و ریه و مغز و اعصاب ادراکی ساخته میشود که در خود رحم به کار نخواهد آمد. اگر جریان کلی و طبیعی کار- نه جریان قسری و موت اخترامی- [به شکلی باشد] که کودک در همان رحم حیاتش پایان یابد، یعنی او که حیات گیاهی دارد در همان رحم هم به آخرین مرحله حیات برسد، خلق اعضا و جوارح در او عبث است.
والّا اگر بنا باشد که موجودی مانند انسان مجهز به تجهیزاتی برای همین حیات باشد و بس و جریان طبیعی حیاتش را طی کند، طبعاً قوه هایش به فعلیت رسیده و دیگر عبث نیست. جریانهای قسری و اخترامی برای افراد، مضر به غایت طبیعی نیست.
تعریف عبث:
به عبارت دیگر- همچنان که اشاره شد- عبث و بالنتیجه حکمت را دوگونه میتوان تعریف کرد: یکی اینکه عبث یعنی فعلی که غایت معقول که عقل حکم به بایدِ آن غایت بکند نداشته باشد، و حکمت عبارت است از نقطه مقابل آن. میتوان گفت که حکمت به این معنی از مختصات بشر است که با عقل عملی کار میکند و در کارهایش باید و نباید و حسن و قبح عقلی مؤثر است و این علوم عملی برایش در حکم ابزار است [١]. اما در خداوند، حکمت به این معنی صادق نیست. معنی دوم عبث همان است که شرح دادیم، یعنی کاری هویتش این باشد که برای غایتی است و آنگاه همیشه از غایت اصلی خودش معوّق بماند و این چیزی است برخلاف عنایت.
اینجاست که حکمت و عنایت با هم متحد میشوند و باید گفت:
[١] رجوع شود به تفسیر المیزان، جلد ١٤، صفحات ٢٩٢- ٢٩٨، ذیل آیه لایسئل عما یفعل، بحث مؤلف و حاشیهای که ما بر آنجا نوشتهایم.