یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٧ - معاد - یادداشت عالم پس از مرگ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٧، ص: ١١٧
مثلًا سیگار کشیدن یک عادت است؛ در ابتدا طبیعت عکس العمل نشان میدهد، دود تلخ است و سرگیجه و سرفه ایجاد میکند، چشم اشک ترشح میکند، اما تدریجاً به صورتی درمیآید که هم شیرین است و هم رفع سردرد میکند و هم سینه ناآرام را آرام میکند. البته طبیعت مریض است و هرگز فعالیت و نشاط پیشین را ندارد و ریه و حنجره مریض میشود، روی دستگاه هاضمه و حتی روی قلب و سایر اعضا اثر میگذارد، اما وقتی که طبیعت خود را مواجه با چنین حادثهای میبیند تدریجاً خود را منطبق میسازد.
از لحاظ روحی نیز عیناً همین حالت هست، با دو تفاوت: یکی اینکه روح حساستر و صورت پذیرتر است، دیگر اینکه نوع تغییر روحی با تغییر جسمی متفاوت است. در تغییرات جسمی احیاناً در بافتها و کیفیات بدنی تغییراتی داده میشود اما در روح، آن حالت، صورت روح و چهره روح و فعلیت روح میشود.
هیچ گناهی نیست که اثر بر روی روح انسان نگذارد، همچنان که هیچ طاعتی نیست که اثر برقلب انسان نگذارد. قرآن در مورد تأثیر گناه میفرماید: کلا بل ران علی قلوبهم ما کانوا یکسبون، و درباره طاعات: ان تتقوا اللَّه یجعل لکم فرقاناً.
مطلب دیگر اینکه رابطه متقابلی است میان ملکات و اعمال [١]. از طرفی ملکات خاص، اعمال خاص را دنبال میآورد که: قل کل یعمل علی شاکلته و از طرف دیگر اعمال خاص، ملکات خاصی را شکل میدهد. طبیعت سگی کار سگی میکند، کار سگی کردن هم طبیعت انسان را طبیعت سگ میکند. روان شناسان میگویند هر حالت روحی یک نمود و تجلی و نمایش بدنی خصوصاً در چهره دارد. مثلًا خشم که یک حالت روحی است، تجلی جسمیاش این است که چشمها را از حدقه به سوی بیرون فشار میآورد، صدا را کلفت
[١] اگر بپرسند آیا ملکات اعمال را میسازند یا اعمال ملکات را، جواب این است که هر دو.