یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٢ - نهج البلاغه - موعظه و تذکر
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٧، ص: ٣٨٢
١٤. عطف به نمره ١٢: اریستوکراسی زمان عثمان، جمله امام:
ولکنی آسی ان یلی هذه الامة سفهاؤها و فجارها، فیتخذوا مال اللَّه دولًا و عباده خولًا ...
ایضاً خطبه مولی: دعونی و التمسوا غیری.
نهج البلاغه - موعظه و تذکر
یادداشتها ج٧ ٣٨٢ نهج البلاغه - موعظه و تذکر ..... ص : ٣٨٢
١. موعظه و تذکر نوعی خاص از سخن است در مقابل حکمت و استدلال از جهتی و در مقابل خطابه از جهت دیگر. اما در مقابل حکمت است از آن جهت که بر پایه استدلال نیست و برای اقناع عقل و فکر نمیباشد، بلکه برای اقناع و ارضاء قلب است و لهذا جنبه تعلیم ندارد که انسان بخواهد سخن تازهای را که طرف نمیداند به او یاد بدهد. موعظه یاد دادن نیست، معلمی نیست و لااقل هدفْ این نیست. موعظه تذکار است، یعنی متوجه کردن و متنبه کردن و تجسم دادن یک سلسله مسائل و مطالب است که انسان میداند ولی از آنها غافل است و روی آنها را پردهای از غفلت یعنی انبوه اندیشههای دنیایی گرفته است.
موعظه و تذکر در قرآن:
قرآن کریم یک جا میفرماید: ادع الی سبیل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنة. جای دیگر میفرماید: و لقد یسرنا القرآن للذکر فهل من مدّکر [١] و هم میفرماید: و ذکر فان الذکری تنفع المؤمنین.
ضرورت و احتیاج به موعظه:
تذکر و مذکر همیشه لازم است و برای هرکس ضرورت دارد.
امیرالمؤمنین علی علیه السلام گاهی به بعضی اصحابش میفرمود: پاشو موعظه کن. بدیهی است که شاگرد چیزی ندارد که به استاد بگوید؛ معتذر میشدند به اینکه ما در حضور شما چه بگوییم؟ علی
[١] این آیه چهار بار در سوره اقتربت الساعة و انشق القمر تکرار شده است.