یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٣ - مادر و مادری
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٧، ص: ٦٣
چون دل و جانش چنین بیرون بود آن قفس را درگشایی چون بود
نی چنان مرغ قفس کز اندهان گرد بر گردش گرفته گربکان
کی بود او را در آن خوف و حزن آرزوی از قفس بیرون شدن
او همی خواهد کزین ناخوش حَفَص صد قفس باشد به گرد این قفس
آنچنان که گفت جالینوس راد از هوای این جهان و این مراد
راضیم کز من بماند نیم جان کز درون استری بینم جهان
گربه میبیند به گرد خود قطار مرغش آیس گشته بوده است از مطار
یا عدم دیده است غیر این جهان در عدم نادیده او حشر نهان
چون چنین کش میکشد بیرون کرم میگریزد او سپس سوی شکم ...
که اگر بیرون نهم زین شهر گام ای عجب دیگر نبینم این مقام ...
این جنین هم غافل است از عالمی همچو جالینوس او نامحرمی
او نداند کان رطوباتی که هست آن مدد از عالم بیرونی است
آنچنان که چهار عنصر در جهان صد مدد دارد ز شهر لامکان
آب و دانه در قفسگر یافته است آن ز باغ و عرصهای دریافته است