یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٧ - درسهایی از نهج البلاغه
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٧، ص: ٣٩٧
و البته این جهت معلول جهت اول است.
ج. تنوع مضامین سخن، به عبارت دیگر چند بعدی [بودن] سخن او د. اینکه فن سخنوری و نویسندگی را دیگران از او آموختند- شهادت و یا نقل ابن ابی الحدید این مطلب را خصلت اول مورد اتفاق همه است که او امیر سخن است.
خودش فرمود:
و انا لامراء الکلام و فینا تنشبت عروقه و علینا تهدلت غصونه.
بعلاوه شاگردی او پیغمبر را و قرآن را، تأثیر بسزایی در این جهت داشته- شهادت شکیب ارسلان ملقب به امیر البیان، شهادت جاحظ که درباره صعصعة [گفت]: و کفی استنطاق علی له.
خصلت دوم. شهادت مسعودی، جاحظ، عبدالحمید کاتب، عبدالرحیم بن نباته و اینکه مؤلفینی غیرشیعی کلمات او را جمع کردهاند از قبیل قضاعی که کتاب دستور معالم الحکم را نوشت و نثر اللئالی که به زبان روسی ترجمه و چاپ شده و حکم سیدنا علی و غرر و درر آمُدی که چندین برابر کلمات قصار نهج البلاغه جمع کرده است.
خصلت سوم. احتیاج به بیان ندارد، نهج البلاغه موجود کافی است. اعجاب سید رضی و عبده و غیره و اعجاب دیگران به شخصیت چند بعدی او که در سیری در نهج البلاغه گفتهایم.
خصلت چهارم نیز شهادت معاویه که علی درس فصاحت به قریش آموخت و شهادت عبدالحمید کاتب و عبدالرحیم بن نباته و ابن ابی الحدید کافی است.
٤. داستان بیگانگی من با نهج البلاغه و تشبیه به همسایهای که هر روز ملاقات میشود و بعد از چند سال در چند جلسه کشف میشود، چهرهاش دگرگون میشود، برای من چنین شد.