یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١١ - مکتب و ایدئولوژی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٧، ص: ٢١١
بالقوهای برای پذیرش پیام تشخیص داده میشود.
مکتبها از نظر ماهیت [مختلفند] که امروز معمولًا با یک «ایسم» ماهیت مکتب معرفی میشود: فاشیسم، نازیسم، کمونیسم، اومانیسم، اگزیستانسیالیسم، ناسیونالیسم و غیره.
البته این ایسمها برخی معرف بانی مکتب است مثل مارکسیسم و برخی معرف اساسی ترین اصل مکتب مثل اگزیستانسیالیسم و بعضی معرف هدف مکتب است مثل ناسیونالیسم و اومانیسم و کمونیسم [١] و همچنین نازیسم که ناظر به برتری نژادی ژرمن است [٢] آن که مثلًا جهان بینیاش ملی است معتقد است که کیان و شخصیت واقعی انسانها را ملیتشان و تاریخشان تشکیل میدهد.
خودِ واقعی هر مردمی که به نام یک ملت با هم زندگی میکنند و تاریخ مشترک دارند همان ملیتشان است و اگر انسان از ملیت خود جدا شود، از خود واقعی خود بیگانه شده و بیمار است و یک موجود عوضی است. قهراً پیام این مکتب، هدف این مکتب بر محور ملیت است و مخاطب او هم افراد آن ملت و آگاهیهایش هم همه بر اساس غرور ملی است- هنر نزد ایرانیان است و بس.
نازیسم یا مثلًا نهضت آفریقای سیاه که بر نژاد سیاه تکیه دارد پیامش، هدفش و احیاناً جهان بینیاش و مخاطبش و آگاهی بخشی هایش متناسب با هماند. آن که جهان بینی به اصطلاح پرولتری و طبقاتی دارد نیز هدفش، پیامش، مخاطبش، آگاهی بخشی هایش چیز دیگر است. مخاطبش خصوص طبقه پرولتر است، هدفش صرفاً رهایی پرولتر از استثمار است، آگاهیهایش آگاهی طبقاتی است و به اصطلاح معروف تضاد طبقاتی را وارد خودآگاهی این طبقه میکند و مخاطبش صرفاً طبقه پرولتر است (طبق بعضی نظریات مارکس و انگلس) و یا عموم طبقات محرومند
[١] شاید بشود گفت که کمونیسم به منزله پرولتریسم است.[٢] رجوع شود به مقدمه کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران.