یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦١ - فلسفه نماز
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٧، ص: ٢٦١
فلسفه نماز
در حدیث است: الصلوة عمود الدین (حدیث باقری- وسائل، صفحه ٢١٣) این تشبیه در متن حدیث نبوی به این مضمون آمده است:
مثل الصلوة مثل عمود الفسطاط اذا ثبت العمود نفعت الاطناب و الاوتاد و الغشاء و اذا انکسر العمود لم ینفع طنب و لا وتد و لا غشاء. (وسائل، ص ٢١٤) اینجا سؤالی پیش میآید که چرا در اسلام برای نماز اینقدر اهمیت قائل شدهاند؟ حتی بعضی مدعی شدهاند و احتمال دادهاند که اغراق روات احادیث است. آیا اسلام به عبادت و پرستش بیش از اخلاقیات و اجتماعیات نظیر راستی و درستی و امانت و عدالت و احسان و خدمت به خلق اهمیت میدهد؟! و اگر بیشتر اهمیت میدهد، چرا؟
جواب این سؤال این است که نماز از دو جنبه اهمیت بیشتری دارد: یکی از جنبه کمالات روحی [١] که مظهر عالیترین کمال نفس است [٢] که در ورقههای نماز عالیترین مقام انسانیت است گفتهایم [٣]، و دیگر از نظر همان چیزی که پیغمبر اکرم نماز را عمود دین خوانده است و همه چیز دیگر را وابسته به نماز و قائم به نماز دانسته است، یعنی جنبه تربیتی نماز. (علیهذا معنی اقیموا الصلوة- با توجه به مفهوم اقامه- این است که عمود خیمه و سقف دین خود را راست نگه
[١] این جهت مربوط به مسئله قرب میشود که حقیقی است نه مجازی، و در ورقههای عبادت و دعا بحث کردهایم.[٢] و به عبارت دیگر حقیقتی در عالم هست و آن مسئله دوری و نزدیکی به خدا و مسئله تقرب به خداست. نماز معراج و مقرّب و «قربان کلّ تقی» است و در ورقههای عبادت و دعا بحث شده است.[٣] ایضاً رجوع شود به ورقههای عبادت تکوینی.