یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٦ - معاد - یادداشت عالم پس از مرگ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٧، ص: ١١٦
جدایی روح از بدن نوعی رنج آنی و مقارن با موت دارد. ولی تعلق ارادی همان است که از آن به علایق دنیوی تعبیر میشود که انسان به بدن و شئون بدن تعلق خاطر پیدا میکند و رشتههایی روح او را به بدن پیوند میدهد. این پیوند است که جدا شدن روح را از بدن فوق العاده تلخ میکند و بعد هم ادامه مییابد و همان طوری که گفته میشود خروج بعضی جانها عیناً مانند این است که تیغهای شانه را از ناخن پا تا سر در اعماق بدن فرو کنند و بکشند.
از اینجا میتوان حدس زد که سختی سکرات موت بستگی دارد به میزان تعلقات قلبی روح به بدن و شئون مادی زندگی.
نکته دیگر این است که سختیهای مردن دو نوع است. یک نوع دردهای مربوط به همین بدن است که از توابع این زندگی است و سنخش ناسوتی است و معلول پارهای بیماریها و ادامه آنهاست. این دردها ربطی به سکرات موت ندارد. دردهای سکرات موت نوع دیگر است که از سنخ عالم برزخ است.
٢٦. گفتیم که باطن و بلکه باطنِ باطن و چهره اخفای انسان ظهور میکند و آن چهره اخفی عبارت است از ملکات و خصایل اکتسابی دنیا. اکنون ببینیم که ملکات و خصایل اکتسابی چگونه پدید میآید، اعم از ملکات و خصایل خوب و بد [١] ملکات و خصایل همانهاست که به واسطه تکرار عمل به صورت عادت درمیآید و طبیعت ثانوی انسان میشود که: العادة طبیعة ثانیة. انسان- همان طوری که قبلًا گفتیم- فوق العاده عادت پذیر است. (عادت نظیر حالت تا شدن کاغذ است که اول طبیعت امتناع میکند ولی بعد، از خلافش که همان حالت اولیه است امتناع میکند.) انسان، هم از ناحیه جسم و هم از ناحیه روح عادت پذیر است. عادت، تغییر طبیعت و شکل دادن به طبیعت است.
[١] در ورقههای یادداشت روح، خود واقعی و خود خیالی، بحث خوبی از این جهت شده، رجوع شود.