یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٣ - یادداشت سیری در نهج البلاغه
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٧، ص: ٢٩٣
امیر را جمع کند و موفق به جمع کلمات بقیه ائمه نشده است، ولی جمع آن مقدار از کلمات مولی سبب شده که او را تشویق کنند که قسمتی از خطب و کتب حضرت را نیز جمع آوری کند و به این صورت در آمده است که هست.
درباره نهج البلاغه و کلمات مولی بهطور عموم دو مطلب از قدیم الایام مورد توجه بوده است:
الف. کمال فصاحت و نهایت بلاغت آن حضرت [١]. از ابن عباس گرفته در زمان خود آن حضرت که معجب بود به سخنان ایشان، آنچنان که از داستان خطبه شقشقیه و از سخنش درباره نامه ٢٢ آن حضرت خطاب به خود عبداللَّه [برمیآید]:
اما بعد فان المرء قد یسرّه درک ما لم یکن لیفوته ... [٢]
عبداللَّه گفت:
ما انتفعت بکلام بعد کلام رسول اللَّه کانتفاعی بهذا الکلام.
و از جاحظ بلیغ و نویسنده توانای عرب و از عبدالحمید کاتب و از سید رضی که دربارهاش صاحب الیتیمه گفته است:
هو اشعر الطالبیین من مضی منهم و من غبر- علی کثرة شعرائهم المفلقین- و لو قلت انه اشعر قریش لم ابعد عن الصدق [٣]
[١] نفوذ و تأثیر کلام آن حضرت عجیب بوده است. [در] خطبه ١٩١ (خطبه همّام) میدانیم که شنونده قالب تهی کرد. رضی در ذیل خطبة الغراء (خطبه ٨١) میگوید:
اشکها جاری شد ...
[٢] کتاب ٢٢ در نهج البلاغه[٣] مقدمه عبده بر نهج البلاغه، صفحه ٩