یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٩ - معاد - شخصیت، بقا، عینیت
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٧، ص: ١٦٩
شرط باید تأمین شود:
١. اگر بدن فیزیکی ما که تحویل یابنده و فانی شونده است از بین میرود، تدبیری بیندیشیم که چیز دیگری و یادگاری بجا بماند.
٢. نظر به اینکه افراد و اجزاء از بین میروند (تحویل مییابند) ولی اجتماع یا مجموعه مواد و انرژیها که دستگاه خلقت را تشکیل میدهند ازلی و باقی است، به یک ترتیب و تمهیدی ما بین خود و این مجموع ثابت زنده پیوندی بزنیم به طوری که ضامن و حافظ ما تا روز موعود مفروض باشد.
٣. پیوند را طوری بزنیم و خود را طوری بسازیم که سنخیت و تناسب با طبیعت و دستگاه خلقت داشته، هم خوب محفوظ بمانیم و هم اگر احیای مجدد حاصل شد رشد سریع و برخورداری کامل بیابیم.
چرا حیوان معاد ندارد؟
چون شخصیت (آثار بیرون از خود) ندارد!!:
صفحه ٢٣٨:
وسیله شرایط اول و دوم را طبیعت برای ما فراهم کرده است.
علاوه بر محیط فیزیولوژیک حیوانی که تخریب شونده است، انسان حائز یک محیط دیگری نیز میباشد که از طریق آن ارتباط با سایر افراد و موجودات و با غیر خود پیدا میکند:
محیط نفسانی یا پسیکولوژیک. محیط پسیکولوژیک وسیله پیوند واتصال و ابقای شخص میشود ... حیوانات چون اختیار ندارند و گله وار با چوبدستی چوپانِ غرائز رانده میشوند فاقد شخصیتاند، احساسات و عواطف هم ندارند. بنابراین تمام عملها و عکس العملهای آنها اختصاص و انحصار به وجود محدود بینهایت کوچک خود داشته، انس و علاقه به خارج و ارتباط به غیر پیدا نمیکنند و در بیرون، محل و اثری که معرف شخصیت باشد نمیگذارند. حتی دلبستگی حیوان به نوزاد تا