یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٤ - معاد - شخصیت
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٧، ص: ١٥٤
دچار هیچ گونه اشکالی نمیشوند. بدن اعم از اینکه بالمرّه معدوم شود و یا ترکیبش منحل و اجزاء متفرق شوند و بار دیگر ساخته شود، تأثیری در حفظ و بقای شخصیت ندارد. ولی بنا به قول کسانی که منکر روحاند، به هیچ وجه نتوان بقای شخصیت را توجیه کرد. ضمناً این مطلب باید روشن باشد که مقصود ما از شخصیت، هویت فردی است که در اصطلاح فلاسفه تشخص نامیده میشود نه آنچه امروز به نام شخصیت مصطلح است از خصوصیات و مختصات یک فرد از لحاظ ظاهری یا معنوی و مخصوصاً خصایل و ملکات روحی. اینها به اصطلاح لوازم تشخص و به عبارت دیگر ممیزات فرد است.
تشخص مساوی است با فردیت و جزئیت ولی ممیزات احیاناً ممکن است کلی باشد، یعنی خصوصیت فردی ممیز تأثیری در تمییز ندارد.
تشخص هر فرد اگر معدوم شود او معدوم شده است. در انسان آن چیزی که ملاک شخصیت اوست همان «من» اوست. مجموعه خاطرات او تشخصشان به همان «من» است و تفاوت خاطرات دو شخص به این است که یکی مضاف و متعلق الذات به این است و دیگری به آن.
از اینجا معلوم میشود که آنچه آقای بازرگان در صفحه ٢٢٧ راه طی شده پس از بحثهایی درباره شخصیت میگوید درست نیست. او میگوید:
وقتی دانستیم اثر انسان که شمایل تمام عیار شخصیت اوست در طبیعت روی اجسام و ذرات حک میشود و اجسام بنا به اصل بقای ماده فناناپذیر میباشند، معلوم میشود شخصیت نیز تا ابد محفوظ مانده اصل بقای شخصیت محرز میباشد.
مرگ چیزی نیست که موجود را از صفحه روزگار محو نماید.
مرگ سلب اراده از شخص میکند ولی سلب حیات و بقا و سلب اثر نمینماید.