ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٧٧ - مقصود
صفت اعلى است و او قادر و حكيم است.
لغت:
ظل: اين فعل دلالت دارد بر انجام كارى در آغاز روز، مثل «اضحى» لكن از لحاظ استعمال، به معناى شروع در انجام كارى استعمال مىشود.
كظيم: آدم غمگينى كه دهانش از شدت غم بند آمده، سخنى نمىگويد: اين كلمه از «كظامه» است كه به معناى بستن دهان مشك و به معناى چاه است. در حديث است كه
«ان النبى اتى كظامة فتوضأ و مسح على قدميه»
يعنى: پيامبر بر سر چاهى آمد و وضو گرفت و پاها را مسح كرد. جمع آن «كظائم» است.
هون: مشقت. اين كلمه، لغت قريش است. شاعر گويد:
|
فلما خشيت الهون و العين ممسك |
على رغمه ما اثبت الخيل حافره |
|
يعنى: هنگامى كه از مشقت ترسيدم و ديده، امساك مىكردم، سم اسب، قرار نمىگرفت.
يدسه: پنهان كند آن را. دساسه، نام مارى است كه در زير خاك پنهان مىشود.
اعراب:
(لَهُمْ ما يَشْتَهُونَ): ممكن است «ما» در محل نصب باشد. يعنى «يجعلون لهم البنين الذين يشتهون» و بنا بر اين مفعول است براى «يجعلون» و ممكن است در محل رفع و مبتدا باشد.
يمسكه: اين ضمير به «ما بُشّر به» بر مىگردد. برخى گويند: معناى آيه اين است كه: براى بتها كه علم ندارند و خلق نمىكنند، نصيبى از چارپايان، و زراعتها قرار مىدهند.
مقصود:
اكنون خداوند، پرده از يكى ديگر از كارهاى مشركين كه بر جهل آنها دلالت دارد، برداشته، مىفرمايد:
(وَ يَجْعَلُونَ لِما لا يَعْلَمُونَ نَصِيباً مِمَّا رَزَقْناهُمْ): مشركين براى بتها كه علمى