ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٠٤ - مقصود
آنها را تكذيب و گفتار آنها را رد كنند. بنا بر اين ضمير «ايديهم» به كفار و ضمير «افواههم» به انبيا بر مىگردد. گويى آنها هنگامى كه سخن پيامبران را مىشنيدند، با دستهاى خود به دهان آنها اشاره مىكردند، تا آنها را ساكت كنند.
٣- كلبى گويد: يعنى دستها را بر دهان خود مىگذاشتند و بدينوسيله به پيامبران اشاره مىكردند كه ساكت شوند و از دعوت آنها خوددارى كنند. ما هم هر گاه بخواهيم كسى را ساكت كنيم، همين كار را انجام مىدهيم. بنا بر اين هر دو ضمير به كفار بر مىگردد.
٤- هر دو ضمير به پيامبران بر مىگردد و منظور اين است كه آنها دست پيامبران را مىگرفتند و بر دهانشان مىگذاشتند، تا ساكت شوند و سخنشان قطع شود. پيامبران هم از هدايت آنها مأيوس شده، سكوت مىكردند.
اينها همه، بنا بر اين است كه: «ايدى» و «افواه» حمل بر معناى حقيقى شوند.
كسانى كه حمل بر معانى مجازى كردهاند، نيز در باره آن اختلاف كردهاند: برخى گفتهاند منظور از «ايدى» دلائلى است كه پيامبران بر زبان مىآوردند و مقصود اين است كه: دلائل آنها را بدهانشان باز مىگرداندند و استماع نمىكردند. مجاهد و قتاده گويند: يعنى گفتار پيامبران را رد و تكذيب مىكردند. ابو عبيده و اخفش گويند:
يعنى امر خدا را ترك و از قبول آن خوددارى مىكردند. قتيبى گويد: شنيده نشده است كه عرب از اين تعبير، ترك امر را اراده كند. بلكه مقصود اين است كه آنها از روى خشم و غضب، دستها را بدندان مىگرفتند. چنان كه شاعر گويد:
|
«يردون فى فيه عشر الحسود» |
يعنى: آنها چنان حسود را به خشم مىآورند كه ده انگشت خود را بدندان مىگيرد. شاعر ديگرى گويد:
|
قد افنى انامله ازمه |
فاضحى يعض على الوظينا |
|
يعنى: از شدت غضب، انگشتان خود را آن قدر گزيد كه همه را از بين برد و حالا پشت دست و ذراع را دندان مىگيرد! مجاهد گويد: يعنى پندها و اندرزهاى حكيمانه انبيا را رد مىكردند. بنا بر اين «فى» به معناى «باء» است. فراء گويد: برخى چنين گفتهاند: