ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٣ - مقصود
(طَوْعاً وَ كَرْهاً:) مصدر به معناى صفت و حال.
مقصود:
اكنون خداوند از قدرت بيكران خود خبر داده، مى فرمايد:
(هُوَ الَّذِي يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفاً وَ طَمَعاً:) خداوند به منظور ترسانيدن و تطميع شما، برق را بشما نشان مىدهد. بنا بر اين «خوف و طمع» جانشين «تخويف و تطميع» شده است و درباره آن چند وجه ذكر كردهاند:
١- مقصود اين است كه با نشان دادن برق، شما از ترس صاعقه، بيمناك و بطمع باران اميدوار ميشويد. اين وجه از حسن و ابو مسلم است.
٢- با نازل شدن برق، مسافر مىترسد كه راه را گم كند و غير مسافر اميدوار مىشود كه مزارع مشروب شوند و نفع فراوان عايدشان گردد. اين وجه از قتاده و ضحاك و جبايى است.
٣- در برخى از بلاد كه مردم از باران، زيان مىبينند با نازل شدن برق، مىترسند و در بلاد ديگر مردم بديدن برق اميدوار ميشوند. اين وجه از زجاج است.
(وَ يُنْشِئُ السَّحابَ الثِّقالَ:) خداوند ابرهاى سنگين را بوسيله آب و بخار آن خلق مىكند و از زمين بالا مىبرد و در جو به حركت در مىآورد.
(وَ يُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ:) رعد با غرش خود خداى را تسبيح و ستايش و بر منزه بودن او و وجوب حمدش دلالت مىكند. پس معناى تسبيح رعد، دلالت بر تنزيه خداوند است.
برخى گويند: «رعد» نام فرشتهاى است كه ابر را باطراف سوق مىدهد و با صداى خود، آن را مىترساند و حمد و تسبيح خداوند، كار همان فرشته است.
پيامبر گرامى فرمود: خداوند متعال مىفرمايد اگر بندگانم مرا اطاعت مىكردند، بوقت شب، بر آنها باران مىفرستادم و روزها بر آنها آفتاب مىتابانيدم و صداى غرش تندر را بگوش آنها نمىرسانيدم.
هر گاه صداى رعد بگوش مباركش مىرسيد، مىفرمود:
«سبحان من يسبح الرعد بحمده»
. و ابن عباس مىگفت: منزه است خدايى كه وى را تسبيح مىكنم.