ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢١٢ - مقصود
لغت:
عضين: جمع عضه. اصل اين كلمه «عضوه» است كه واو آن افتاده و به «عضين» جمع بسته شده است. تعضيه، يعنى تفريق. اين كلمه از اعضاء گرفته شده و بمعناى اجزاى متفرق و پراكنده است. رؤبه گويد:
ليس دين اللَّه بالمعضّى.
يعنى: دين خدا را نبايد قسمت قسمت كرد.
ديگرى گويد:
|
تلك ديار تازم المآزما |
و عضوات تقطع اللهازما |
|
يعنى اين است ديارى كه راه را تنگ و خارهايى كه استخوانهاى بيخ گوش را قطع مىكند.
برخى گويند: اصل عضه، عضه است كه هاء آن حذف شده. مثل: شفه و شاة كه در اصل شفهه و شاهه بوده بدليل اينكه جمع آنها «شفاه و شياه» و مصغر آنها «شفيه» و شويهه» است.
مقصود:
(وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما إِلَّا بِالْحَقِ): ما آسمانها و زمين را بيهوده نيافريدهايم، بلكه بمقتضاى حكمت، آفريدهايم. اين حكمت، عبارت از اين است كه اهل آسمانها و زمين را بعبادت دعوت مىكنيم و آنها را پاداش مىدهيم.
(وَ إِنَّ السَّاعَةَ لَآتِيَةٌ): بدون شك، قيامت فرا مىرسد و آنها دچار عذاب مىشوند.
بقولى يعنى همه خلايق مجازات مىشوند. برخى گفتهاند: اين جمله، تفسير «الا بالحق» است.
(فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيلَ): اى محمد، از مجازات گناهكاران و مشركان اعراض كن و آنها را ببخشاى. در باره اين آيه، اختلاف است. ابن عباس و مجاهد و قتاده گويند:
با آيه جنگ، نسخ شده است. حسن گويد: منسوخ نيست. بلكه اين آيه، مربوط است به امور خصوصى كه ميان ايشان و پيامبر گرامى بوده و ارتباطى به جهاد ندارد.