ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٩ - مقصود
قرائت تاء به مناسبت اين است كه فاعل، مؤنث و چيزى ميان آن و فعل فاصله نشده است و قرائت ياء بخاطر اين است كه فاعل، مؤنث غير حقيقى است.
مقصود:
قبلا خداوند متعال بيان كرد كه او سزاوار پرستش است و همه اهل آسمان و زمين در برابرش سجده مىكنند. اكنون مطلبى را ذكر مىكند كه بمنزله دليل مطالب سابق است.
(قُلْ مَنْ رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ): اى محمد، به اين كافران بگو: پروردگار آسمانها و زمين كيست؟ آيا مدبر و گرداننده زمين و آسمان با همه شگفتيهايى كه در آنهاست، كيست؟ بديهى است كه در برابر اين سؤال، نمىتوانند بتها را جواب دهند و ناچارند كه در برابر حق تسليم شده، اين قدرت عظيم را مخصوص ذات بيهمتاى خداوند بدانند.
(قُلِ اللَّهُ): بآنها بگو: پروردگار آسمانها و زمين و انواع حيوانات و نباتات و جماداتى كه در آنها وجود دارند، خداوند يكتاست.
(قُلْ أَ فَاتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ): هنگامى كه بوجود خداوند اقرار و اعتراف كردند، براى سركوفت و توبيخ آنها بگو: در اينصورت چرا عبادت خود را براى ديگران انجام مىدهيد؟! اين جمله اگر چه بصورت استفهام است، لكن مقصود توبيخ است.
(لا يَمْلِكُونَ لِأَنْفُسِهِمْ نَفْعاً وَ لا ضَرًّا): اكنون اين مطلب را بيان مىكند كه اينان كه شما آنها را اولياى خود مىپنداريد مالك سود و زيان خويش نيستند و كسى كه مالك سود و زيان خود نيست، مسلماً مالك سود و زيان ديگران نيز نيست و چنين كسى را نبايد پرستش كرد.
اگر گفته شود: چرا در اينجا خداوند خودش سؤال مىكند و خودش پاسخ مىدهد و خودش مخاطب را الزام مىكند؟
گوئيم: هر گاه مقصود از بحث و مناظره، نزديك ساختن شخصى باشد كه از حق دور است، چنين كارى نادرست نيست. گويا مىگويد: خداوند، خالق است. پس