ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٨٣ - مقصود
جان: جمع اين كلمه «جنّان» است. مثل حائط و حيطان و راعى و رعيان.
چنان كه سيبويه گفته است.
سموم: باد گرم. علت اينكه آن را «سموم» گويند، اين است كه در «مام بدن» يعنى در منفذهاى بدن وارد مىشود. سم قاتل هم از همين مأخذ است.
اعراب:
(ما لَكَ أَلَّا تَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ): «ما» مبتدا و «لك» خبر آن و «الا تكون» به تقدير «فى الا تكون» است. «فى» حذف و محل مجرور، منصوب شده است. برخى «ان» را زايد دانسته و فعل را در محل حال دانستهاند.
مقصود:
پس از آنكه خداوند در باره ميراندن و زنده كردن و نشئه دوم، سخن گفت، اكنون در باره نشئه اول، سخن مىگويد:
(وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ): آدم را از خاك خشك آفريديم كه هر گاه به آن زده مىشد، صدايش بگوش مىرسيد. اين قول از ابن عباس و حسن و قتاده و اكثر مفسران است. ضحاك گويد: آدم را از خاكى خشك كه مخلوط با رمل بود، آفريد. مجاهد و كسايى گويند: از خاك بد بو.
(مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ): خاكى متغير، كه مثل طلا و نقره، بقالب ريختند و از آن صورت آدم را آفريدند. ابن عباس گويد: يعنى خاك مرطوب. سيبويه گويد: يعنى خاك مصور. بعقيده او اين تعبير از همان «سنت وجه» اقتباس شده است.
(وَ الْجَانَ): حسن و قتاده گويند: منظور ابليس است. ابن عباس گويد: او پدر جن است، چنان كه آدم پدر انسان است. برخى گويند: منظور، جنيان است كه از نسل ابليس هستند. نصب اين كلمه، بفعل مقدر است.
(خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نارِ السَّمُومِ): شيطان را پيش از آدم، از آتشى آفريديم كه بادى گرم و كشنده، توليد مىكرد. برخى گويند: يعنى آتشى كه دود ندارد و صاعقهها از همان است. از ابن عباس نقل شده است كه: ابليس از يكى از تيرههاى فرشتگان