ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٤٢ - مقصود
پيروى كند و خداى يكتا را پرستش و از عبادت بتها خوددارى كند، از من و حال او مثل حال من است.
(وَ مَنْ عَصانِي فَإِنَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ): و هر كس مخالفت مىكند، تو در همه حال پوشنده گناهان و صاحب رحم بوده، به آنها نعمت مىبخشى.
سپس خداوند متعال، بنقل دنباله دعاى ابراهيم پرداخته، مىفرمايد:
(رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ):، پروردگارا، من برخى از فرزندان خود را- كه بدون خلاف منظور اسماعيل است- در وادى بى كشت و زرعى، سكونت دادم. اسماعيل بزرگترين فرزندان ابراهيم بود. امام باقر فرمود: مائيم بقيه آن عترت. و نيز فرمود: دعاى ابراهيم، تنها در باره ما بود. مقصود از «وادى بى كشت و زرع» وادى مكه يعنى ابطح است. در آن زمان در وادى مكه، آب و زراعتى وجود نداشت. در اينجا مفعول فعل را ذكر نكرد، زيرا «من» به معناى بعض است و معناى مفعول را مىرساند. مثل(أَفِيضُوا عَلَيْنا مِنَ الْماءِ) (اعراف ٥٠: مقدارى آب بر ما بريزيد) بلخى گويد: تقدير «اسكنت اناساً من ذريتى» است.
(عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ): در اينجا خانه را بخدا اضافه كرده، زيرا او صاحب خانه است. لكن خانههاى ديگر متعلق به بندگان است.
ايراد:
ممكن است گفته شود: چگونه ابراهيم مىگويد: خانه، در حالى كه هنوز خانه را بنا نكرده است؟! پاسخ:
١- از آنجا كه معلوم بود كه خانه را بنا خواهد كرد، چنين تعبير صحيح است. يعنى: خانهاى كه وجود آن از لحاظ علم تو مسلم است.
٢- خانه، قبلا وجود داشته و بدست «طسم» و «جديس»- كه دو قبيله از عرب بودند كه در مكه سكونت داشتند و منقرض شدند- ويران شده است. برخى گفتهاند:
خداوند هنگام طوفان، خانه را به آسمان برد.