ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٥ - مقصود
كن. خداوند صاعقهاى فرستاد و اربد را سوزانيد.
عامر فرار كرد. در حال فرار به پيامبر عرض كرد: با دعاى خود اربد را هلاك كردى.
به خدا سوگند، لشگرى عظيم از جوانان نوخط به سوى تو مىآورم و در كنار هر نخلى اسبى قرار مىدهم.
فرمود: خداوند ترا از اين عمل باز خواهد داشت.
عامر به خانه زنى رفت و طولى نكشيد كه غده بزرگى بر زانويش آشكار شد و بر اثر آن جان سپرد.
لبيد در مرثيه برادر خود اربد چنين گفت:
|
اخشى على اربد الحتوف و لا |
ارهب نوء السماك و الاسد |
|
|
فجعنى البرق و الصواعق بال |
فارس يوم الكريهة النجد |
|
يعنى: از مرگ اربد مىترسيدم. ولى از شهابها و صواعق آسمانى نمىترسيدم.
برق و صاعقه مرا بمرگ سوارى دلير و توانا سوگوار كرد.
(وَ هُوَ شَدِيدُ الْمِحالِ:) خداوند به سختى بدكاران را ميگيرد و كيفر مىدهد.
اين معنى از على (ع) است.
قتاده و مجاهد گويند: يعنى نيروى خداوند سخت است. حسن گويد: يعنى غضب خداوند سخت است. زجاج گويد: يعنى قدرت و عذاب خداوند سخت است. جبائى گويد: يعنى كيد و مكر خداوند نسبت بكفار شديد است.
(لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ:) براى خداوند است دعوت حق. در باره معناى «دعوت حق» اقوالى است:
١- ابن عباس و قتادة و ابن زيد گويند: مقصود شهادت به يگانگى خداوند است.
٢- حسن گويد: خداوند حق است، بنا بر اين دعوت او نيز حق است.
٣- جبائى گويد: منظور دعوتى است كه از روى اخلاص توحيد، خدا را بدان مىخوانند. پس اگر كسى خداوند را از روى اخلاص بخواند، از او جواب مىشنود و وظيفه بندگان است كه خدا را اينطور بخوانند.