ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٧٣ - مقصود
يعنى: ستايشى كه بقاى آن اندك است و روزى سرزنش روزگار را واجب مىسازد، نمىخواهم.
جؤار: بكمك خواندن با صداى بلند. مىگويند: «جار الثور» يعنى گاو صداى خود را از گرسنگى بلند كرد. اعشى گويد:
|
و ما ايبلى على هيكل |
بناه و صلب فيه و صارا |
|
|
يراوح من صلوات المليك |
طوراً سجوداً و طوراً جؤاراً |
|
يعنى: آنچه كه راهب بر هيكل- كه جاى مخصوصى است در صدر كليسا- بنا كرده و در آن صليب بكار برده و صورتهاى نقش كرده، از درود فرشتگان، گاه سجده مىكند و گاه استغاثه.
بايد دانست كه كلماتى كه بر صورت دلالت دارند، بر وزن فعال و فعيل آيند مثل «صراخ، بكاء، عويل و صغير» لكن فُعال بيشتر است.
اعراب:
اثنين: تأكيد براى الهين. مثل(إِلهٌ واحِدٌ).
واصب: حال.
(ما بِكُمْ): «ما» موصول و «بكم» صله آن است. «ما» مبتدا و خبر آن(فَمِنَ اللَّهِ) به تقدير «فهو من اللَّه» است، بنا بر اين بر سر خبر موصول «فاء» در آمده.
مقصود:
قبلا در باره دلايل قدرت و خداوندى خود سخن گفت. اكنون بر يكتايى خود آگاه ساخته، مىفرمايد:
(وَ قالَ اللَّهُ لا تَتَّخِذُوا إِلهَيْنِ اثْنَيْنِ): خداوند فرمود: خداى ديگرى در عبادت، شريك خدا قرار ندهيد، كه اين كار شرك در عبادت است و كسى جز او سزاوار پرستش نيست.
كلمه «اثنين» را در اينجا بمنظور تأكيد آورده است. مثل «فعلت ذلك لامرين اثنين» يعنى اين كار را براى دو منظور- آرى دو منظور- بجاى آوردم. برخى گويند: