ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٢٧ - مقصود
لغت:
انعام: جمع نَعَم، شتر و گاو و گوسفند. علت اينكه اين حيوانات را فقط «نعم» گفتهاند، راه رفتن هموار آنهاست.
دفء: هر چه كه بوسيله آن گرم شوند.
اراحه: باز گرداندن حيوانات از چراگاه به محل استراحت، به شامگاه.
سروح: خارج شدن حيوانات از محل استراحت، بچراگاه، بوقت بامداد.
اثقال: جمع «ثقل» متاعى كه سنگين است.
اعراب:
الانعام: منصوب به فعل مقدر و مفسر آن فعل بعد است. يعنى «و خلق الانعام خلقها».
(لَكُمْ فِيها دِفْءٌ): اين جمله در محل نصب و حال از «الانعام» است.
مقصود:
قبلا در پيرامون فرستادن ملائكه، براى ترسانيدن و بيان توحيد و احكام اسلام، سخن گفت، اينك از راه بيان آفرينش مخلوقات و انسان و چارپايان، به استدلال پرداخته، مىفرمايد:
(خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِ): خداوند آسمانها و زمين را آفريد، تا بوسيله آن دو، بر شناسايى خود استدلال كند و نشان دهد كه با دقت در باره آنها، انسان به كمال قدرت و حكمت او پى مىبرد. برخى گويند: يعنى آنها را آفريد تا از وجود آنها براى منافع دينى و دنيوى استفاده و حق، بكار بسته شود.
(تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ): خداوند برتر از اين است كه داراى شريك باشد. در آيه بعد، به بيان دليلى ديگر، پرداخته، مىفرمايد:
(خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ): نطفه بمعناى آب اندك است.
لكن معمولا به منى گفته مىشود. در جاهاى ديگر قرآن، بمراحل آفرينش انسان اشاره شده است، لكن در اينجا بطور اختصار، مىفرمايد: انسان را از نطفهاى آفريد. اين