ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٨٩ - مقصود
معين- كه آخر دوران تكليف و نفخه نخستين است و در آن وقت همه مخلوقات، مىميرند- مهلت داده مىشوى. اين معنى از ابن عباس است.
حسن و جبائى و ابو مسلم گويند: منظور از وقت معلوم، روز قيامت است.
بدين ترتيب ابليس تا روز قيامت، مهلت دارد و دچار عذاب نمىشود. بلخى گويد: وقت معلوم را كه خداوند براى ابليس مقدر كرده، براى خداوند معلوم و براى ابليس مبهم است، زيرا اگر براى ابليس مبهم نبود، به معصيت، تشويق مىشد.
در باره جواز اجابت دعاى كافر، اختلاف است.
جبائى گويد: جايز نيست، زيرا اجابت دعاى كافر، تعظيم اوست. ابن اخشيد گويد: جايز است، زيرا اجابت دعا همچون نعمت، ممكن است پاداش و تعظيم يا مصلحت و لطف باشد.
(قالَ رَبِّ بِما أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ):
در اين باره اقوالى است:
١- اغواى اول و دوم، بمعناى گمراه كردن است. يعنى: خدايا، همانطورى كه مرا گمراه كردى، من هم آنها را گمراه خواهم كرد. اين قول، صحيح نيست، زيرا خداوند، كسى را از دين، گمراه نمىسازد.
٢- هر دو اغوا بمعناى نااميد كردن است. يعنى: همانطورى كه مرا از رحمت خود مأيوس كردى، آنها را از رحمت تو مأيوس خواهم كرد. اين قول از جبائى است.
٣- يعنى: همانطورى كه مرا از راه بهشت گمراه كردى، منهم آنها را با دعوت به معصيت، گمراه خواهم كرد.
٤- بلخى گويد: يعنى تو مرا به سجده آدم تكليف كردى و من بواسطه اين تكليف، گمراه شدم. بنا بر اين، ترك سجده آدم را گمراهى و تكليف خداوند را «اغواء» ناميده است. مثل(فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلَى رِجْسِهِمْ) (توبه، ١٢٥: آنان كه در دلشان مرض است، خداوند بر پليدى آنها افزوده است).
ابو عبيده گويد: حرف باء در(بِما أَغْوَيْتَنِي) براى قسم است. برخى گويند: