ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٢ - مقصود
كلمه «صنوان» جمع «صنو» است. كلماتى كه بر وزن «فعل» هستند، گاهى جمع آنها بر وزن «فِعلان» و گاهى بر وزن «فُعلان» و گاهى بر هر دو وزن آمده است. مثل: «صنو، صنوان، ذئب، ذوبان، حشِ، حشّان و حُشّان» و بنا بر اين كسر و ضم حرف صاد، جايز است.
كلمه «يسقى» را اگر به ياء بخوانيم ضمير مستتر در آن به «زرع» بر مىگردد و اگر به تاء بخوانيم، ضمير آن به همه موارد مذكور، بر مىگردد.
مقصود:
خداوند متعال، قبلا در باره نعمتهاى خود سخن گفت و امور مهمى از قبيل:
بر افراشتن آسمانها و رام كردن خورشيد و ماه را دليل يكتايى خود قرار داد. اكنون در باره زمين و چيزهايى كه در آن است، سخن مىگويد.
(وَ هُوَ الَّذِي مَدَّ الْأَرْضَ:) خداوند، كسى است كه زمين را از هر طرف، گسترش داد، تا حيوانات، بتوانند بر روى آن زندگى كنند و قرار گيرند.
(وَ جَعَلَ فِيها رَواسِيَ:) و در آن كوههايى استوار، قرارداد، تا زمين را حفظ كنند و اگر ميخواست زمين را بوسيله ديگرى حفظ كند، برايش ممكن بود. جز اينكه كوهها را وسيله حفظ زمين قرار داد، زيرا براى درك و فهم مردم مناسبتر هستند و توجه و دقت مردم را بهتر به خود جلب مىكنند.
(وَ أَنْهاراً:) علاوه بر اين، زمين را بوسيله نهرها و رودها شكافت، تا آبها جريان پيدا كنند و اگر نهرها و رودها نبودند، اكثر آبها بهدر مىرفت و آبيارى مزارع و باغها غير ممكن مىشد.
(وَ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ جَعَلَ فِيها زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ:) ابن عباس مىگويد: يعنى ميوهها و محصولات زمينى كه خوراك مردم است، بر دو نوع، آفريده شدهاند: سياه و سفيد، شيرين و ترش، تابستانه و زمستانه، تر و خشك. ابو عبيده گويد: زوج گاهى يكى و گاهى دو تاست مثل: زوج نعل و زوج دو نعل. صفت «اثنين» براى تأكيد «زوجين» است. زوج در مورد حيوانات، عبارت از نر و ماده و در مورد ميوهها عبارت از اختلاف در رنگ است. ماوردى گويد: يكى از دو زوج، نر و ديگرى ماده است. مثل نخلهاى نر