ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٧٣ - لغت
برابر عذاب خداوند، دفاع كنندهاى نيست
قرائت:
اهل كوفه و يعقوب «صدّوا» بضم صاد و ديگران بفتح صاد خواندهاند. در سوره «مؤمن» نيز همين طور قرائت كردهاند. «صَدَّ»، مثل «رجَعَ» است. شاعر گويد:
|
صدت كما صد عما لا يحل له |
ساقى نصارى قبيل النصح صوام |
|
يعنى: بازگشت، هم چنان كه مسيحيان پيش از عيد فصح روزه دارند و از آنچه بر ايشان حلال نيست، باز مىگردند. و عمرو بن كلثوم گويد:
|
صددت الكاس عنا ام عمرو |
و كان الكاس مجراها اليمين |
|
يعنى: جام را اى ام عمرو، از ما بازگردانيدى، حال آنكه جام را از سمت راست مىچرخانند.
در قرآن كريم گاهى اين فعل اسناد به فاعل داده شده، مثل:(الَّذِينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ) (نساء ١٧٦: آنان كه كافر شدند و از راه خدا بازگشتند) و مثل:
(وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ) (حج ٢٥: و باز مىگردند از راه خدا و مسجد- الحرام) بنا بر اين قرائت فتح صاد، نظير آن در قرآن هست، يعنى: مردم را از پيامبر باز مىدارند. آنهايى كه فعل را بصيغه مجهول خواندهاند، فاعل فعل را سركشان و گردنفرازان دانستهاند. ممكن است نظير «صد فلان عن الخير» باشد. يعنى فلان كس كار خيرى انجام نداد، نه اينكه مانعى او را از اينكار منع كرد.
لغت:
استهزاء: مسخره كردن و كوچك شمردن كسى.
املاء: تأخير. اين كلمه از «ملاوه» است و «ملوان» يعنى روز و شب. ابن مقبل گويد:
|
الا يا ديار الحى بالسبعان |
الح عليها بالبلى الملوان |
|
يعنى: الا اى خانههايى كه گذشت شب و روز آنها را به سختى كهنه و فرسوده ساخته است.