ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٤٢ - مقصود
نصب است به «يبعثون». برخى از قراء غير مشهور اين كلمه را بكسر همزه خواندهاند، لكن فتحه همزه، فصيحتر و صحيحتر است. اكنون بندگان خود را مخاطب ساخته، مىفرمايد:
(إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ): خداى شما خدايى است يكتا و جز او هيچ كس قادر بر خلق اصول نعمتها نيست، بنا بر اين در راه عبادتش استوار باشيد.
(فَالَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ قُلُوبُهُمْ مُنْكِرَةٌ): آنان كه به آخرت، ايمان ندارند، دلهايشان منكر حق است و موعظهها و اندرزها را نمىپذيرد.
(وَ هُمْ مُسْتَكْبِرُونَ): آنها تكبر دارند و در برابر حق، تسليم نيستند و بدون هيچگونه دليلى از آن سرپيچى مىكنند.
(لا جَرَمَ): اين كلمه بمعناى «حقاً» و بمنزله قسم است. خليل گويد: اين كلمه براى تحقيق و اثبات است كه جز در پاسخ كسى كه گويد: آنها چنين كردند، واقع نمىشود.
شنونده، همين كه آن جمله را شنيد، مىگويد: «لا جرم نادم مىشوند!» زجاج گويد:
يعنى حق و واجب است كه ... شاعر گويد:
|
و لقد طعنت ابا عيينة طعنة |
جرمت فزارة بعدها ان يغضبوا |
|
يعنى: ابو عيينه را نيزهاى زدم كه بطور حتم فزاره را بغضب مىآورد.
ابو مسلم گويد: اصل اين كلمه، از كسب است. گويا مىگويد: اين مطلب بقدرى بديهى است كه احتياج به تحقيق و مطالعه ندارد.
(أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما يُسِرُّونَ وَ ما يُعْلِنُونَ): بطور حتم، خداوند از آشكار و نهان ايشان با خبر است. اين جمله، بمنظور تهديد ايشان بكار رفته است، تا بدانند كه خداوند به همه احوال آنها آگاه است و آنها را بر گفتار و كردارشان كيفر مىدهد.
(إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْتَكْبِرِينَ): خداوند، خود خواهان متكبر را كه از پيروى انبيا سرباز مىزنند، دوست نمىدارد و نمىخواهد كه ثوابى و مقامى نصيب آنها شود.