ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٧٠ - مقصود
چنين توصيف كرد كه ايمان نمىآورند، مأيوس نشدهاند؟ زجاج جمله بعد را دليل اين معنى مىداند.
(أَنْ لَوْ يَشاءُ اللَّهُ لَهَدَى النَّاسَ جَمِيعاً): كه اگر خداوند مىخواست همه مردم را براه راست هدايت مىكرد و آنها را به بهشت مىبرد. لكن آنها را مكلف ساخت، تا بوسيله فرمانبردارى، استحقاق پاداش پيدا كنند.
برخى گويند: منظور اين است كه اگر مىخواست، مردم را براه هدايت مجبور مىكرد. لكن چنين كارى با اصل تكليف و هدف آن سازش ندارد.
(وَ لا يَزالُ الَّذِينَ كَفَرُوا تُصِيبُهُمْ بِما صَنَعُوا قارِعَةٌ): مردم كافر، همواره، بر اثر كفر و اعمال زشت خود، در معرض اصابت حوادث كوبنده و مصيبتهاى شديد- مثل جنگ، قحطى، كشتار، گرفتارى و ...- هستند تا كيفر كردار شوم خود را ببرند و قدرى متنبه شوند.
برخى گويند: مقصود از «قارعه» سريههايى است كه پيامبر گرامى اسلام بر سر آنها مىفرستاد[١]. برخى گويند: مقصود قضيه اربد و عامر است كه قبلا توضيح داده شد.
(أَوْ تَحُلُّ قَرِيباً مِنْ دارِهِمْ): حسن و قتاده و ابو مسلم و جبائى گويند، تاء براى تأنيث است. يعنى حوادث و ابزارهاى كوبنده در نزديكى خانههاى آنها فرو مىآيد و آنها را دچار ترس و وحشت مىكند.
برخى گويند: تاء براى خطاب است. يعنى: تو اى محمد، در نزديكى خانههاى آنها وارد مىشوى.
(حَتَّى يَأْتِيَ وَعْدُ اللَّهِ): ابن عباس گويد: مقصود اين است كه: تا وعده خداوند نسبت بفتح مكه فرا رسد. وى گويد: اين آيه، در مدينه نازل شده است. حسن گويد:
مقصود اين است كه وعده خداوند نسبت به قيامت، فرا رسد.
(إِنَّ اللَّهَ لا يُخْلِفُ الْمِيعادَ): خداوند خلاف وعده نمىكند.
[١]- سريه، لشكرهايى است كه بفرمان پيامبر حركت مىكردند و خود پيامبر با آنها نبود.