ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٣٢ - مقصود
مشاجره هم از همين اصل است. يعنى: داخل شدن و درهم آميختن سخنان افراد.
ازهرى گويد: شجر، هر چيزى است كه از زمين برويد.
تسيمون: از اسامه، يعنى چرانيدن شتر و رها كردن آن براى چرا. شاعر گويد:
|
و اسكن ما سكنت ببطن واد |
و اظعن ان ظعنت فلا اسيم |
|
يعنى: در دل وادى ساكن مىشوم و اگر كوچ كنم، ديگر حيوانات را نمىچرانم.
در حديث است كه:
«لا سوم قبل طلوع الشمس»
برخى گفتهاند: «سوم» در معامله، از همان اصل چرانيدن، گرفته شده است، از اينرو بعضى گفتهاند: مقصود اين است كه گوسفندان را پيش از طلوع خورشيد، نبايد بچرا برد، تا پراكنده نشوند و برخى گفتهاند: يعنى بيع، قبل از طلوع خورشيد، ناپسنديده است، زيرا مشترى به عيب آن توجه نمىكند و دچار اشتباه و ضرر مىشود.
ذرأ: آشكار كردن چيزى از راه ايجاد آن اين كلمه با «انشأ و فطر» هم معنى است.
اعراب:
(الْخَيْلَ وَ الْبِغالَ وَ الْحَمِيرَ): منصوب به «خَلَقَ» مقدر.
زينة: مفعول له. يعنى «خلقها زينة» ما ذرأ: «ما» موصول و محلا منصوب است. يعنى «خلق ما ذرأ لكم». برخى گفتهاند:
محلا مجرور و عطف است بر «فى ذلك» مختلفاً: حال الوانه: فاعل «مختلفاً»
مقصود:
در آيات پيش، در پيرامون نعمتهاى خود سخن گفت: اكنون بدنبال همان مطالب، مىفرمايد:
(وَ الْخَيْلَ وَ الْبِغالَ وَ الْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوها): خداوند اسبان و قاطرها و الاغها را آفريد، براى اينكه بر آنها سوار شويد و كارهاى خود را انجام دهيد.