ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٨٥
سپس خداوند به رد گفتار آنها پرداخته، مىفرمايد:
(لا جَرَمَ أَنَّ لَهُمُ النَّارَ): چنين نيست كه آنها مىگويند، نتيجه كردار آنها آتش جهنم است. مفسران قرآن كريم گويند: يعنى: بناچار براى آنهاست جهنم.
(وَ أَنَّهُمْ مُفْرَطُونَ): و آنها بزودى بسوى جهنم رهسپار خواهند شد. سپس قسم ياد كرده، مىفرمايد:
(تَاللَّهِ لَقَدْ أَرْسَلْنا إِلى أُمَمٍ مِنْ قَبْلِكَ فَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ): بخدا سوگند، اى محمد پيش از تو پيامبرانى بسوى امتهاى پيشين فرستاديم و شيطان اعمال آنها- يعنى كفر و گمراهى و تكذيب پيامبران را- براى آنها زينت داد.
(فَهُوَ وَلِيُّهُمُ الْيَوْمَ): امروز، در اين دنيا شيطان رهبر و مقتداى آنهاست. اما روز قيامت از آنها تبرى مىجويد. اين معنى از ابو مسلم است. برخى گويند: روز قيامت نيز شيطان رهبر آنهاست و خداوند آنها را به شيطان واگذار مىكند و از رحمت خود مأيوس مىسازد.
(وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ): براى شيطان و پيروانش عذابى دردناك است. اكنون اين نكته را بيان مىكند كه او اقامه حجت كرده و راه را نشان داده است:
(وَ ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ إِلَّا لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فِيهِ): اى محمد، ما قرآن را براى تو نازل نكرديم، جز براى اينكه اختلاف آنها را در مسائل توحيد و عدل بر طرف و حلال و حرام را براى آنها بيان كنى.
(وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ): همچنين قرآن را بر تو نازل كرديم تا دلالت بر حق كند و براى مؤمن، رحمت باشد.
اكنون در باره نعمتهاى خود نسبت به خلق، مىفرمايد:
(وَ اللَّهُ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً): خداوند از آسمان باران نازل كرد.
(فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها): و با آب باران زمين را بعد از آنكه گياهانش خشكيده شده بود، سبز و خرم ساخت.
(إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَسْمَعُونَ): در اين كار حجت و دلالتى است براى مردمى كه دلائل خدا را بشنوند و در باره آن بينديشند.
|
( گفته ما اينك بشر ايشان بشر |
ما و ايشان بسته خوابيم و خور |
|
|
اين ندانستند ايشان از عمى |
هست فرقى در ميان بى منتهى |
|
|
هر دو گون زنبور خورند از محل |
ليك زان شد نيش و زان ديگر عسل |
|
|
هر دو گون آهو گيا خوردند و آب |
زين يكى سرگين شد و زآن مشك ناب |
|
|
هر دو نى خوردند از يك آب خور |
اين يكى خالى و آن پر از شكر |
|
|
صد هزاران اين چنين اشباه بين |
فرقشان هفتاد ساله راه بين |
|
|
اين خورد گردد پليدى زآن جدا |
آن خورد گردد همه نور خدا |
|
|
اين خود زايد همه بخل و حسد |
و آن خورد زايد همه نور احد |
|