ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٠٧ - لغت
هستند كه مورد توجه و عبرت آموزى مردم قرار مىگيرند. اصحاب حجر، پيامبران را تكذيب كردند. ما آيات خود را برايشان فرستاديم و آنها اعراض كردند. از كوهها خانههايى مىتراشيدند و با ايمنى در آن مىزيستند. بامدادان صيحه آسمانى آنها را فرو گرفت و آنچه كسب كرده بودند، آنها را سودمند نيفتاد.
قرائت:
الايكة: اين كلمه را همه قاريان قرآن با الف خواندهاند، زيرا با الف هم نوشته مىشود. بجز ورش از نافع. وى همزه را ترك و حركت آن را به لام منتقل مىسازد.
همانطورى كه در كلمه «الاحمر» جايز است «الحمر» در كلمه «الايكه» هم جايز است «اليكة».
لغت:
الايكة: درخت درهم پيچيده، جمع آن «ايك» مثل «شجره و شجر» اميه، (در مرثيه كشتگان بت پرست جنگ بدر) گويد:
|
كبكا الحمام على فرو |
ع الايك فى الطير الجوانح |
|
يعنى: همچون گريه كبوتران بر روى شاخسار درختان، در ميان مرغان پر و بال شكسته! بعضى «ايكه» را به معناى بيشه، دانستهاند.
متوسم: كسى كه در علامت، نظر افكند. «و سمى» باران اول كه گياه را مى- روياند و بنا بر اين، متوسم كسى است كه در طلب گياه باشد. شاعر گويد:
|
و اصبحن كالدوام النواعم غدوة |
على وجهة من ظاعن متوسم |
|
يعنى: با خرمى داخل در صبح شدند، در حالى كه در مسير كوچ كنندهاى بودند كه بدنبال گياه مىگردد.
امام: راه. امام مبين يعنى: لوح محفوظ. اين كلمه در لغت بمعناى پيشواست.
حجر: اين كلمه از «حَجر» بمعناى منع گرفته شده است. علت اينكه عقل را