ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٩٣ - لغت
[سوره الحجر (١٥): آيات ٤٥ تا ٥٠]
(إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ (٤٥) ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنِينَ (٤٦) وَ نَزَعْنا ما فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ إِخْواناً عَلى سُرُرٍ مُتَقابِلِينَ (٤٧) لا يَمَسُّهُمْ فِيها نَصَبٌ وَ ما هُمْ مِنْها بِمُخْرَجِينَ (٤٨) نَبِّئْ عِبادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ (٤٩))
(وَ أَنَّ عَذابِي هُوَ الْعَذابُ الْأَلِيمُ (٥٠))
ترجمه:
پرهيزكاران در بهشتها و چشمهسارها هستند. با سلامت و ايمنى داخل آنها شويد. ما كينه را از سينههاى آنها برداشتهايم. آنها برادرانه بر سريرهاى شادى روبروى يكديگر نشستهاند. نه آنها را رنجى مىرسد، و نه از آنجا خارج مىشوند.
بندگان مرا آگاه كن كه من آمرزگار و رحيمم و عذابم دردناك است.
لغت:
غل: كينه، كه به قلب مىپيچد هم چنان كه «غل» بگردن. غلول يعنى خيانت كه ننگ آن بر گردن صاحب خويش مىپيچد.
سرير: مجلس رفيع كه براى سرور آماده شده. جمع آن «اسرّه، سرر» نصيب: رنج و سستى كه بدنبال عمل، دامنگير انسان مىشود. اين كلمه از «انتصاب» گرفته شده، زيرا صاحب آن براى قطع عمل، خود را نصب و آماده مىكند.