ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٥٨ - قرائت
[سوره النحل (١٦): آيات ٣٨ تا ٤٠]
(وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ لا يَبْعَثُ اللَّهُ مَنْ يَمُوتُ بَلى وَعْداً عَلَيْهِ حَقًّا وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ (٣٨) لِيُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي يَخْتَلِفُونَ فِيهِ وَ لِيَعْلَمَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّهُمْ كانُوا كاذِبِينَ (٣٩) إِنَّما قَوْلُنا لِشَيْءٍ إِذا أَرَدْناهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ (٤٠))
ترجمه:
و آنها با مبالغه و اصرار، سوگند ياد كردند كه خداوند كسى را كه مىميرد، زنده نمىكند. بله، اين وعده حتمى خداوند است كه بايد عملى شود و حق است، ولى بيشتر مردم نمىدانند. تا براى آنها بيان كند هر چه در آن اختلاف داشتند و مردم كافر بدانند كه دروغگو بودند. همانا گفتار ما براى چيزى اين است كه چون اراده او كنيم، به او گوئيم: باش و او بشود.
قرائت:
فيكون: ابن عامر و كسايى، اين فعل را در اينجا و در سوره يس به نصب و ديگران برفع خواندهاند.
نصب آن به تقدير «ان» مىباشد. زجاج گويد: رفع آن به تقدير «هو يكون» است. بنا بر اين در نصب آن دو وجه است:
١- عطف است بر «ان نقول» ٢- منصوب است بنا بر اينكه در جواب فعل امر واقع شده باشد.
ابو على گويد: وجه دوم را همه اصحاب ما قبول ندارند، زيرا مقصود از «كن»