ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٥٦ - مقصود
(وَ لَقَدْ بَعَثْنا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا): ما در هر قرنى در ميان هر جمعيتى پيامبرى مبعوث كرديم، هم چنان كه ترا بسوى امتت، در اين دوره، فرستاديم.
(أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ): وظيفه پيامبران، اين بود كه: بمردم بگويند: خداوند يكتا را پرستش كنيد و از پرستش شيطان و هر كس كه بگمراهى فرا خواند، خوددارى كنيد.
(فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَى اللَّهُ): گروهى را خداوند مورد لطف خود قرارداد و هدايت كرد، چه مىدانست كه اينها اهل ايمان هستند. در اينجا لطف خود را هدايت ناميده است. ممكن است منظور اين باشد كه: خداوند گروهى را بخاطر ايمان، براه بهشت هدايت كرد. بديهى است كه در اينجا منظور از «هدايت» بيان دليل و ارشاد نيست، زيرا بيان دليل و ارشاد، عمومى است و اختصاصى به اهل ايمان ندارد. لكن در آيه(وَ أَمَّا ثَمُودُ فَهَدَيْناهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمى عَلَى الْهُدى) (فصلت ١٧: ثمود را هدايت كرديم و آنها كورى را بر هدايت ترجيح دادند) منظور از هدايت، بيان دليل و ارشاد است.
(وَ مِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ): و گروهى از دعوت پيامبران خدا اعراض كردند و خداوند آنها را بحال خود گذاشت و گرفتار خوارى و خذلان كرد و بر گمراهى خود باقى و استوار ماندند و هرگز ايمان نخواهند آورد.
برخى گويند: يعنى عذاب و هلاك بر آنها حتمى شد. حسن گويد: يعنى بعضى از آنها را كيفر گمراهى حتمى شد. در اينجا خداوند كيفر را گمراهى ناميد، چنان كه مىفرمايد:(إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي ضَلالٍ وَ سُعُرٍ) (قمر ٤٧: گناهكاران در گمراهى و جنونند).
(فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ): در سرزمينهاى آنان كه تكذيب رسالت مىكردند، بگردش درآييد، تا اگر تصديق گفتار من نمىكنيد، ويرانيها را بچشم خود بنگريد و ببينيد كه چگونه گرفتار عقوبت شدند.
(فَانْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ): از تماشاى سر انجام تكذيب كنندگان عبرت بگيريد و كارى نكنيد كه: شما نيز بهمان سرنوشت گرفتار شويد.
(إِنْ تَحْرِصْ عَلى هُداهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي مَنْ يُضِلُ): اگر تو آزمندانه، در راه