ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٨٦ - نظم آيات
پس از وفات اوست، بنا بر اين نبايد پيغمبر انتظار داشته باشد كه همه آن امور در حياتش واقع مىشود و آنها را بچشم خود مىبيند.
(فَإِنَّما عَلَيْكَ الْبَلاغُ وَ عَلَيْنَا الْحِسابُ): همانا بر تو ابلاغ دستورات و اوامر ما و بر ما حساب و كيفر آنهاست. اين كيفر يا در دنياست يا در آخرت.
دلالت آيه:
از اين آيه چنين بر مىآيد كه اسلام بر ساير اديان غالب خواهد شد و در حيات پيامبر گرامى و پس از مرگش درخت شوم شرك را ريشهكن خواهد كرد.
نظم آيات:
آيه اول متصل است به(لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ) مىگويد: همانطورى كه پيامبران پيشين بشر بودند، پيامبر اسلام نيز بشر است و بشر قادر بر نازل كردن آيات نيست مگر به اذن خداوند. اين مطلب از ابو مسلم است. قاضى گويد: نظر به اينكه در باره فرستادن پيامبر سخن گفته بود، بيان مىكند كه پيامبران پيشين هم بشر بودند و اين پيامبر از اين حيث، با آنها فرقى ندارد. آيه دوم متصل است به(لِكُلِّ أَجَلٍ كِتابٌ) زيرا ظاهر اين است كه هر مكتوبى قابل محو نيست، از اينرو مىگويد: خداوند هر چه را بخواهد محو و اثبات مىكند، تا توهم نشود كه حتى با توبه هم معصيت ثابت است.
اين نظر از على بن عيسى است. مجاهد گويد: هنگامى كه آيه(وَ ما كانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ) نازل شد، قريش به پيامبر گفتند: تو قادر بر كارى نيستى. از اينرو بمنظور تهديد آنها اين آيه نازل شد و به آنها گفت كه خداوند در شب قدر، ارزاق و مصائب مردم را محو و اثبات مىكند. آيه سوم هم متصل به آيه دوم است. و مفاد آن ايت است كه آنچه بمنظور تهديد، در آيه پيش بيان شده است، در حيات يا پس از مرگ پيامبر، واقع خواهد شد و اين بشارتى است براى پيامبر. برخى گفتهاند: نظر به اينكه قبلا بيان كرده بود كه براى هر اجلى كتابى است، در آيه سوم بيان كرد كه وقت عذاب آنها نيز- در حيات يا پس از مرگ پيامبر- فرا خواهد رسيد.