ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٩٨ - مقصود
لغت:
ضيف: مهمان. اين كلمه، از لحاظ افراد و تثنيه و جمع، يكسان است، زيرا مصدرى است كه به معناى صفت، بكار رفته است. گاهى هم به «اضياف و ضيوف و ضيفان» جمع بسته مىشود.
وجل: ترس.
خطب: كار بزرگ.
مجرم: كسى كه از حق گسيخته و بباطل پيوسته و تمايلى به نيكىها ندارد.
غابر: باقى هلاك شوند. شاعر گويد:
|
فما ونى محمد مذ ان غفر |
له الا له ما مضى و ما غبر |
|
يعنى: از آن وقتى كه خداوند گناهان گذشته و باقى محمد را آمرزيد، ديگر سست و ضعيف نشد.
اعراب:
سلاماً: مصدر منصوب. يعنى «سلمنا سلاماً».
(إِلَّا آلَ لُوطٍ): استثناى منقطع.
(إِلَّا امْرَأَتَهُ): استثناى از «هم».
(قَدَّرْنا إِنَّها لَمِنَ ...): علمنا انها لمن ...
ابو عبيده گويد: در اين آيه يك معناى فقهى است كه: ابو عبيده به آن اعتماد مىكرد. اين معنى اين است كه: خداوند، آل لوط را از مجرمين استثنا كرد. سپس زن لوط را از آل لوط استثنا كرد. بنا بر اين زن لوط، بازگشت به مجرمين مىكند و در رديف آنها قرار مىگيرد. بدين ترتيب، هر جا در كلام چنين استثنايى در آيد، استثناى دوم به اول كلام بازگشت مىكند. مثلا هر گاه كسى بگويد: فلانى را بر من ده درهم است، جز چهار درهم، جز يك درهم. در حقيقت، اقرار به هفت درهم كرده است.
مقصود:
پس از بيان وعد و وعيد، نسبت به نيكان و بدان، اكنون بشرح داستان ابراهيم