ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٣ - مقصود
و ماده. در انواع ديگر درختان و نباتات- اگر چه ممكن است زوج آنها مخفى باشد- به اين صورت، زوج وجود دارد كه برخى شيرين و برخى ترش، و برخى گوارا و برخى مليح، و برخى سفيد و برخى سياه، و برخى سرخ و برخى زرد هستند، زيرا هر جنسى از گياهان داراى دو نوع است. پس هر ميوهاى داراى دو زوج و چهار نوع است.
(يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ:) خداوند بوسيله پرده ظلمت شب، روشنايى روز را مىپوشاند، اين معنى از حسن است. ابن عباس گويد: يعنى شب را در روز و روز را در شب، داخل مىسازد. بقولى يعنى: شب را مىآورد تا روشنى روز را ببرد و حيوانات در تاريكى شب، استراحت كنند و روشنى روز را مىآورد، تا ظلمت شب بر طرف سازد و مردم، پى معيشت، روند.
(إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ:) در آنچه ذكر شد، بر يكتايى خداوند دلايل آشكارى است تا متفكران براى اثبات صانع، به آنها استدلال كنند.
(وَ فِي الْأَرْضِ قِطَعٌ مُتَجاوِراتٌ:) در روى زمين است، قسمتهاى مختلفى كه مجاور يكديگر هستند، برخى كوه سخت و فاقد آب و گياه و برخى نرم و مساعد براى رويش گياه و برخى شوره زار. اين معنى از ابن عباس، مجاهد و ضحاك است. خداوند متعال در اين جمله، به اختلاف زمينهاى مجاور اشاره مىكند، تا نشان دهد كه داراى چنان قدرتى است كه مىتواند اراضى مجاور يكديگر را داراى خاصيتهاى گوناگون و احياناً برخى را شورهزار و غير قابل كشت و زرع قرار دهد. زجاج گويد: مقصود اين است كه زمينهاى مجاور، برخى آباد و برخى غير آبادند.
(وَ جَنَّاتٌ مِنْ أَعْنابٍ وَ زَرْعٌ وَ نَخِيلٌ صِنْوانٌ وَ غَيْرُ صِنْوانٍ:) و در روى زمين، باغهايى از انگور و كشتزارها و نخلهايى است كه از يك اصل خاستهاند يا از اصلهاى مختلف. اين معنى از ابن عباس و مجاهد و قتاده است. كلمه «صنو» به معناى اصل است.
براءِ بن عازب و سعيد بن جبير گويند: «صنوان» نخلى است كه نخلهاى ديگرى اطراف آن را محاصره كرده باشند و(غَيْرُ صِنْوانٍ) نخلهاى متفرق است. جبايى گويد:
«صنو» بمعناى مثل و «صنوان» به معناى امثال است. پيامبر گرامى اسلام فرمود: