ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٦٦ - شأن نزول
حلول: حاصل شدن چيزى در چيزى مثل داخل شدن سفيدى در جسم و داخل شدن آب در ظرف. اصل، معناى اول است.
قارعة: حادثه سخت و كوبنده. قيامت را هم «قارعه» گفتهاند كه درهم كوبنده اين جهان است. جنگ قهرمانان را «مقارعه ابطال» گويند. آياتى كه براى ايمنى از شرّ شيطان در قرآن كريم، خواندنش مفيد است «قوارع القرآن» گويند، زيرا اين آيات، شيطانها را سر كوفت مىدهند.
شأن نزول:
قتاده و مقاتل و ابن جريح گويند:
- آيه نخست، در باره صلح حديبيه، نازل شده است. در موقع نوشتن صلحنامه، پيامبر گرامى اسلام به على فرمود: بنويس: «بسم اللَّه الرحمن الرحيم» سهيل بن عمرو و ديگر مشركان گفتند: ما «رحمان» را نمىشناسيم. رحمان، صاحب يمامه يعنى مسيلمه كذاب است. بنويس: «باسمك اللهم».
مردم جاهليت، سر آغاز را همين جمله قرار مىدادند.
سپس پيامبر گرامى فرمود: بنويس: اين است آنچه محمد، پيامبر خدا بر آن صلح كرده است.
مشركين گفتند: اگر تو پيامبر خدا باشى و ما با تو بجنگيم و مزاحمت كنيم، بتو ظلم كردهايم. بنويس:
- اين است آنچه محمد بن عبد اللَّه ٦ بر آن صلح كرده است.
اصحاب پيامبر گفتند:
- اجازه ده، با آنها بجنگيم.
فرمود:
- نه، هر چه مىگويند، بنويسيد.
از اينرو خداوند متعال فرمود:
(- كَذلِكَ أَرْسَلْناكَ فِي أُمَّةٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ ...)