ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٧٧ - مقصود
|
نعلق فى مثل السوارى سيوفنا |
و ما بينهما و الكعب غوط نفانف |
|
يعنى: مردان ما آن چنان هيكلى بلند و سطبر دارند كه چون شمشير را بگردن آويزند، از شمشير تا پاى ايشان فاصله زيادى است. در اينجا «الكعب» را عطف كرده است بر هاء «بينها».
وى گويد: ممكن است «مَن» در محل رفع باشد، زيرا كلام به پايان رسيده و تقدير چنين است: «و لكم فيها من لستم له برازقين». زجاج گويد: قول اول بهتر است.
(وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ): «من» زائده و «شىء» مبتدا و «عندنا» خبر و «خزائنه» مرفوع است به ظرف.
مقصود:
پس از ذكر آسمان و دلائلى كه در آن موجود است، به بحث در باره زمين پرداخته، مىفرمايد:
(وَ الْأَرْضَ مَدَدْناها): و زمين را از لحاظ طول و عرض، گسترش داديم.
(وَ أَلْقَيْنا فِيها رَواسِيَ): و در آن كوههايى استوار، در افكنديم.
(وَ أَنْبَتْنا فِيها مِنْ كُلِّ شَيْءٍ مَوْزُونٍ): ابن عباس و سعيد بن جبير و مجاهد گويند: يعنى از هر چيز مقدور و معلومى در زمين رويانيديم. حسن گويد: يعنى از هر چه كه معمولا وزن مىشود- مثل طلا، نقره، مس و ..- در زمين بوجود آورديم. ابو مسلم گويد: مقصود تمام چيزهايى است كه از زمين خارج مىشود. علت اينكه فقط چيزهاى كشيدنى را در اينجا ذكر مىكند و چيزهاى پيمودنى را ذكر نمىكند، اين است كه:
١- چيزهاى پيمودنى نيز منتهى بوزن مىشود، بنا بر اين اصل وزن است نه كيل. ٢- در «وزن» معناى «كيل» نيز نهفته است، زيرا وزن، مساوى كردن چيزى با چيزى است. اين معنى در كيل نيز ثابت است.
دانشمند بزرگوار، مرحوم سيد مرتضى اين قول را رد كرده، گويد: ظاهر آيه، خلاف اين گفتار را اثبات مىكند، زيرا مقصود از «موزون» مقدارى است كه به اندازه حاجت باشد، نه كم، نه زياد. آنهم زيادى كه مضر و بيهوده باشد. مثلا هر گاه بگويند: