ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٣١ - لغت
از راهها كج هستند و اگر بخواهد، همه شما را براه راست هدايت مىكند. خداست كه از آسمان آبى نازل كرد. براى شماست از آن آب، نوشابهاى و از آن آب، درختانى كه در آنها- حيوانات را- مىچرانيد. بوسيله باران كشتزارها و درختان زيتون و نخل و انگور و ديگر ميوهها را مىروياند. در اين كار، براى مردم انديشنده، دلالتى است.
و شب و روز و خورشيد و ماه را براى شما مسخر كرد و ستارگان در تسخير امر اويند. در اين كار براى مردم عاقل، نشانهها و دلايلى است. و مسخر كرد آنچه را كه در زمين برنگهاى مختلف، براى شما آفريده است. در اين كار براى مردمى كه متذكر شوند، آيت و دلالتى است.
قرائت:
حماد و يحيى از ابو بكر، از عاصم، «ننبت» و ديگران «ينبت» خواندهاند.
قرائت ياء، بخاطر اين است كه در آيه قبل «انزل» بصورت غايب بكار رفته است.
مع الوصف، قرائت نون هم ممتنع نيست.
و الشمس و القمر و النجوم مسخرات: ابن عامر همه را برفع خوانده است.
حفص از عاصم «الشمس و القمر» را به نصب و «النجوم مسخرات» را به رفع خوانده است.
ديگران همه را به نصب خواندهاند. ابو على گويد: در «الشمس و القمر و ...» نصب بهتر است، تا عطف به سابق باشد، بنا بر اين «مسخرات» حال تأكيدى است. مثل «هو الحق مصدقاً». وجه قرائت ابن عامر اين است كه «الشمس و القمر و النجوم» را مبتدا و «مسخرات» را خبر دانسته است. وجه قرائت حفص اين است كه: «سخر النجوم مسخرات» صحيح نيست، بنا بر اين «النجوم مسخرات» را مبتدا و خبر دانسته و بهمين دليل، بايد در قرائت نصب، تقدير جمله: «و جعل النجوم مسخرات» باشد.
لغت:
قصد: راست بودن راه. «طريق قصد» راهى است كه بمقصد مىرسد.
جائر: منحرف از حق.
شجر: آنچه كه از زمين برويد و داراى تنه و برگ باشد. جمع آن «اشجار».