ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٥٩ - مقصود
است، مىگسلند. در باره عهد و ميثاق و آنچه خداوند به پيوند آن امر فرموده، سخن گفتهايم (آيات ١٩ و ٢٠).
(وَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ): ابن عباس گويد: يعنى بوسيله دعوت مردم بسوى غير خدا، در روى زمين فساد مىكنند. حسن گويد: يعنى با جنگ با پيامبر، در روى زمين فساد مىكنند. برخى گويند: يعنى با معصيت و ستم به بندگان خدا و ويران كردن آباديها در روى زمين فساد مىكنند. معناى اخير كلىتر و بهتر است.
(أُولئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ): براى آنهاست دورى از رحمت خداوند و محروميت از بهشت و براى آنهاست عذاب جاودانى جهنم.
(اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَقْدِرُ): خداوند، بر طبق مصلحت خود، رزق و روزى خود را براى هر كس بخواهد توسعه مىدهد و نسبت بهر كس بخواهد، تنگ مىگيرد.
(وَ فَرِحُوا بِالْحَياةِ الدُّنْيا): و كسانى كه رزق و روزى فراوان به آنها داده ميشود، از آخرت و بقاى آن غافل ميشوند و دل به دنياى فانى و زر و زيور آن مىبندند.
(وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا مَتاعٌ): در حالى كه زندگى دنيا نسبت به زندگى آخرت، جز متاعى اندك و فنا پذير، بيش نيست، زيرا دنيا فانى و آخرت باقى و جاودانى است. اين معنى از مجاهد است.
ابن عباس گويد: اين جمله در مقام تعجب است. يعنى: تعجب است از اينكه آنان به دنياى فانى شاد شده و نعيم جاودانى را ترك كردهاند! آرى دنيا در برابر آخرت، متاعى بى بها و بى بقاست. همچون كاسه و قدحى كه چند روزى مورد استفاده قرار مىگيرد، سپس شكسته ميشود.
(وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ): مردم كافر مىگويند:
چرا از جانب خداوند، معجزهاى بر محمد ٦ نازل نميشود؟ اين سخن را از اين جهت مىگفتند كه در باره آيات و معجزات، نمىانديشيدند و تصور مىكردند كه معجزهاى براى اثبات مدعاى او به وقوع نپيوسته است، از اينرو سخن آنها جاهلانه است.