ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٧٨ - مقصود
تو از جانب خداوند، ياور و مراقبى نيست.
لغت:
انهار: جمع نهر، مجراى بزرگ آب بر روى زمين. اصل اين كلمه بمعناى گسترش است و از همين جاست «نهار» بمعناى روز كه نور در آن گسترش مىيابد و «انهرت الدماء» يعنى مجراى خون وسعت يافت. شاعر گويد:
|
«ملكت بها كفى فانهرت فتقها» |
يعنى دستم را به نيزه گرفتم و شكاف آن را گشاد كردم.
اكُل: خوردنى.
احزاب: جمع حزب.
اعراب:
(مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي): در اين باره چند قول است:
١- «مثل» مبتدا و خبر آن محذوف است. يعنى «مثل الجنة التي ... اجل مثل» و مثل يعنى «شبه».
٢- سيبويه و ابو على فارسى گويند: به تقدير «فيما نقص عليكم مثل الجنة ...» در اين صورت هم «مثل» مبتدا و خبر آن محذوف است.
٣- «مثل» بمعناى صفت و مبتدا است و(تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ) خبر آن است.
چنان كه(وَ لِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلى) (نحل ٦٠: براى خداوند است صفت برتر) ابو على اين قول را نپسنديده است.
مقصود:
از آنجا كه قبلا در باره كيفر اهل كفر، سخن گفته شده است، اينك در باره پاداش اهل ايمان سخن گفته، مىفرمايد:
(مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ): مقاتل گويد: يعنى بهشتى كه به اهل تقوى وعده داده شده، بىشباهت و بىمانند است.
حسن گويد: يعنى صورت و صفت آن بهشت، چنين و چنان است. ابن قتيبه گويد:
«مثل» در اصل بمعناى «شبه» و شباهت است و گاهى بمعناى صورت و صفت شىء