ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٥٥ - مقصود
چيزى را تعظيم كند، مىگويد وجه آن و نفس آن و منظور از وجه خداوند، ذات با عظمت خداوند است. هيچ چيز بزرگتر از خداوند و همتاى او نيست. برخى گويند: مقصود از وجه، در اينجا اخلاص و ترك ريا است.
(وَ أَقامُوا الصَّلاةَ): و نماز را با همه حدود آن بجا مىآورند. و بقولى يعنى: همواره در انجام نماز ساعى هستند.
(وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِيَةً): و در آشكار و نهان از آنچه به آنها روزى دادهايم، انفاق مىكنند.
(وَ يَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ): و بوسيله عمل طاعت، معصيت را دفع مىكنند.
ابن عباس گويد: يعنى بوسيله عمل شايسته، عمل ناپسند را دور مىسازند. روايت شده كه پيامبر گرامى اسلام به معاذ بن جبل فرمود: «هر گاه كار زشتى كردى، در كنار آن كار پسنديدهاى انجام ده، تا آن را محو گرداند» برخى گويند: يعنى بدى كسانى كه با آنها بدرفتارى مىكنند، به نيكى پاسخ مىدهند و در صدد مكافات، بر- نمىآيند، چنان كه مىفرمايد:(ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ) (مؤمنون ٩٦: زشتى را به آنچه بهتر است، دفع كن) اين قول از قتاده و ابن زيد و قتيبى است. حسن گويد:
مقصود اين است كه: هر گاه محروم شوند، عطا ميكنند و هر گاه ظلم شوند، عفو مىكنند و هر گاه از آنها بگسلند، نزديك ميشوند. ابن كيسان گويد: يعنى كيفر گناه را به- وسيله توبه بر طرف ميسازند.
(أُولئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ): اينها كه صفاتشان را بر شمرديم بر ايشان پاداش بهشت است. در اينجا منظور از «دار» بهشت و منظور از «عقبى» پاداش است كه عاقبت پسنديده است. چنان كه ابن عباس و حسن گويند. سپس دار را وصف كرده، فرمود:
(جَنَّاتُ عَدْنٍ): بستانهايى كه محل اقامتند و دائم و غير فانى هستند. ابن عباس گويد: منظور، آن درجه عالى بهشت است كه جايگاه شهدا و صديقان است. ضحاك گويد: شهرى است در بهشت كه مسكن پيامبران و شهدا و ائمه است. حسن و عبد اللَّه بن عمر گويند: قصرى است از طلا كه جز پيامبران و صديقان و شهدا و حكام عدل، كسى