ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٢٣ - مقصود
٣- نماز. مثل(فَلَوْ لا أَنَّهُ كانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ) (صافات ١٤٣: اگر از نمازگزاران نبود) ٤- نور. در حديث است كه:
«فلو لا سبحات وجهه.»
(اگر نور رخش نبود ...) روح: اين كلمه داراى ده معنى است:
١- زندگى نفوس بوسيله ارشاد.
٢- رحمة. مثل «فروح و ريحان» (بنا به قرائت راءِ مضموم).
٣- نبوت. مثل(يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلى مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ) (غافر ١٥: نبوت را بهر كه خواهد، القا كند).
٤- عيسى (روح اللَّه) كه از غير بشر، آفريده شد.
٥- جبرئيل.
٦- نفخ و دميدن. شاعر گويد:
|
فلما بدت كفنتها و هى طفلة |
بطلساء لم تكمل ذراعاً و لا شبراً |
|
|
و قلت له ارفعها اليك و أحيها |
بروحك و اقتته لها قيتة قدراً |
|
يعنى: آن گاه كه آغاز اشتعال آتش بود، در دود و شعلهاى بدرنگ، آن را مخفى ساختم و به او گفتم: آرام آرام در آن بدم، تا خوب شعلهور گردد.
٧- وحى. مثل(وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا) (شورى ٥٢: وحى خود را بتو فرستاديم).
٨- برخى گويند: روح، جبرئيل است.
٩- يكى از فرشتگان آسمان كه از همه مخلوقات خدا بزرگتر است. روز قيامت، او به تنهايى در يك صف مىايستد و همه فرشتگان در صف ديگر.
١٠- روح انسان. ابن عباس گويد: انسان را روحى و نفسى است. نفس همان است كه قدرت تميز و تكلم دارد و روح همان است كه خروج آن موجب مرگ است. در حال خواب، فقط نفس خارج مىشود ولى در مرگ روح و نفس هر دو خارج مىشوند.
مقصود:
(أَتى أَمْرُ اللَّهِ): در اين باره چند قول است: